بررسی عطر Dent de Lait از خانه عطر Serge Lutens

سرج لوتانس – دُن دو له (Serge Lutens – Dent de Lait)

سال تولید: ۲۰۱۷

کشور: فرانسه

گروه بویایی: گلی چوبی مُشکی (Floral Woody Musk)

عطار: کریستوفر شلدریک (Christopher Sheldrake)

نُتهای برتر: گل هلیوتروپ (گل آفتاب پرست)، الدهید، نت شیر، بادام، نت فلزی، بخور، مشک

فصول استفاده: تقریبا همه فصول اما گرایش به فصول سرما داره

“یا بلال یا بستنی، یکدوم. دوتاش نمیشه.”

تابستون ۶۸ بود و ما عاری از هر گونه دغدغه و نگرانی از پس لرزه های جنگ هشت ساله. بزرگترین و تنها رسالتمون این بود که صبح علی الطلوع بدون اجازه بزرگترها از دیوار پشتی خانه بپریم و بزنیم به دریا. پدربزرگ اما پیش از ما بیدار بود و از روی تراس مشرف به دریا ساحل رو میپایید که ما نافرمانی نکنیم! کل روز رو زیر سایۀ درخت تنومند انجیری میگذروندیم که از میوه های دوردستش فقط لهیده ها و گنجشک خورده های زخمی که سقوط میکردن روی سر ما نصیبمون میشد. مگر پدر یا دایی جان بعد از کار ظهر میومدن خونه تا از شاخه های بالایی چندتا برای سفره نهار میچیدن…

غروب میومد و تیغ آفتاب کُند میشد. خانواده خستگی روز گرم تابستون رو لب ساحل که فقط چند متر جلوتر از حریم خانه بود به در میکردن. ساحل عریض با شیبی کند توی دریا محو میشد. جیغ و هلهله های ما توی آب بلال فروشها و بستنی فروشهای دوره گرد رو خبر میکرد. پدربزرگ صداشون میکرد. ما رو نیاز نبود صدامون کنن. عمو رو از دور میشناختیم و همیشه حی و حاضر بودیم و مطمئن از دستان پر لطف پدربزرگ! برای ما سفرۀ شاه سلیمان بود. سریع حاضر میشدیم… “بلال میخوای یا بستنی؟ یکیش رو انتخاب کن. دوتاش نمیشه، مریض میشی” پدرپزرگ میپرسید.

شب خسته از ورج و وورجه های کودکانه توی آب و قلعه سازی روی ساحل، خسته میخوابیدیم به امید اینکه فردا صبح علی الطلوع یواشکی از دیوار پشتی خونه که بخاطر شلاقهای موجها کوتاه شده بود بپریم بریم به ساحل…

سال ۶۹ اون خونه نواله ای شد برای طوفان. آثار محوی از دیوارهاش باقی مونده. اما من خونه رو کامل میبینم. حتی دندون شیری آویزون از نخ وصل شده به دستگیرۀ درب اتاق هم اونجاست، میبینمش.

خیلی از دوستان از من سوال میکنن دلیل این همه علاقه مندی من به برند لوتانس که قیمتهای بالایی داره، اکثر کاراش بسیار سخت در دسترس هستن، موندگاری و نشر بوی متوسط به پایینی رو توی کاراش ارائه میده و برخی از روایحش حد ساختارشکنی رو رد میکنن چیه. در وهلۀ اول حد اجرای کارهای این برند برای من کاملا مطلوب هستن. من نیازی به تریبون ندارم برای اعلام عطرم. اما فارغ از هر چیز اونچه ریشه های من رو به این برند گره میزنه قرابتی هست که با روح و حس پشت ایده های ساخت عطرهاش دارم. ایده هایی که باعث میشن مخاطبش در جستجو و کشف حسی مشترک باهاش آشتی کنه.

چند هفتۀ پیش بوتیک اصلی برند توی Palais Royal پاریس از عطری پرده برداری کرد به نام دندان شیری (Dent de Lait) که ایدۀ ساخت اون اشاره به بهترین دوران زندگی – دوران کودکی – داره.

یک شروع به وضوح الدهیدی ردی فلزی از خودش بجا میذاره و گل هلیوتروپ با رایحۀ پودری و نرمش که یادآور آغوش مادر هست خاطرات گذشته رو ورق میزنه. الدهید توی دن دو له شباهت زیادی به عطر L’Eau از همین برند داره و همچنین شباهتهایی هم به بوی جگر مانند Chanel No5. اما اون فضای تخت الدهید توی شنل اینجا با رد نازکی از رایحۀ دودی بخور عمیق و چند بعدی شده. به سرعت در ادامۀ کار بوی واضح و واقعی شیر گرم رو حس میکنین که حالتی خوراکی مانند و لاکتوزی از خودش توی دهن بجا میذاره.

یک اکورد ادویه ای و بخوری نرم در کنار فضای خوراکی مانند بادام و هلوتروپ که با طراوت بادام بسیار خوب هماهنگ میشه، نشان از این داره که به کلی توی قلمروی آلبوم عکسهای قدیمی سرج لوتانس هستیم. رایحۀ مُشک در انتهای بازیِ نُتها وارد میشه. مشک توی اکثر کارهای سرج رویکردی بسیار نرم و لطیف داره مثل پارچۀ ابریشم روی پوست. کلیت بوی این عطر رایحه ای مُشکی، پودری، کمی خوراکی و کمی دودی هست. بیشتر از اینکه یه عطر باشه شبیه بو هست، شبیه ردی روی چهره که از کودکی مونده، شبیه رد بوی مادر روی بدن.

دُن دو له همونطور که بالاتر اشاره کردم موندگاری متوسط و نشر بوی نسبتا ضعیفی داره. عطری هست که نیازه همینطور نزدیک پوست و توی حریم خصوصی نزدیک شما باقی بمونه. رایحه ای دوستانه و دعوت کننده داره که بوی آغوش و لبخند میده. یه حس خاطره انگیز و پراحساس داره. و این حس به راحتی با هر تیپی میاد. اما از اونجایی که این عطر برای هر دو جنسیت ساخته شده میتونم بگم توی شروعش حالتی زنانه و توی بسترش کمی هم مردونگی وارد حیطه ش میشه. این البته رویکرد خیلی از عطرهای لوتانس هست.

★★★★

نویسنده مطلب: کیوان

Carpe Odor

4 دیدگاه در “بررسی عطر Dent de Lait از خانه عطر Serge Lutens

  • مهدی

    (آبان ۲, ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۷ ق.ظ)

    چقدر زیبا و قشنگ بود این ریویو رفتم به همون سالهای ۶۸٫۶۹ و دوران کودکی .خیلی خوب بود .داغونم کردییییییییی

  • Zehnaahang

    (مهر ۱۴, ۱۳۹۶ - ۹:۵۸ ب.ظ)

    آخرین باری که با خوندن ریویوی یک عطر اشک ریختم چند سال پیش در مورد تام فورد تنباکو بود ..
    و حالا حین خوندن این متن…
    عالی مینویسید
    عالی میفهمید
    تجارت نمیکنید ، عاشقی میکنید!
    مثل من شاید
    البته شاید این حجم از درک و وابستگیه زندگی و خاطرات به بو بخاطر آب و هوا و منطقه ای ک توش بزرگ شدیم باشه…
    نمیدونم .

    فقط ممنون.

    Insta : @zehnaahang

    • کیوان

      (مهر ۱۴, ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۰ ب.ظ)

      خیلی ممنونم. بله بوها برای من جایگاهی خاص دارن. خیلی از خاطرات من با بوها زنده میشن. حتی اگه عکسی مربوط به اون خاطره رو ببینم شاید نتونه اونطور واقعی زنده کنه خاطره رو.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جای خالی را با عدد مناسب پر کنید. زمان مورد نظر برای پاسخ گویی به اتمام رسید، لطفا کپچا جدید امتحان کنید.