BeauFort 1805 Tonnerre

بوفورت – ۱۸۰۵ تونِره (BeauFort – 1805 Tennorre)

سال تولید: ۲۰۱۶

کشور: انگلستان

گروه بویایی: چوبی (Woody)

عطار: جولی مارلو (Julie Marlowe)

 نُتهای برتر: دود، باروت، چوب سدروس، آب دریا، نرّاد

فصول استفاده: زمستان و پاییز

با دور گرفتن بازار “نیش” در زمینۀ عطر برندهای متعددی که پیشینه ای نداشتن وارد این وادی شدن و در نتیجۀ این رشد بی رویه هر ساله محصولات متعددی با ایده ها و نگرشهای متفاوت وارد بازار میشن. گوناگونی و تعدد برندها و محصولات در بازار عطر به قدری زیاد شده که عبارت نیش که در واژه به معنی خاص و برجسته و منحصر به عده و طبقۀ محدود و بالایی از جامعه هست، به ضد خودش تبدیل شده. اما چه عاملی باعث این رونق و همه گیر شدن عطرهای نیش میشه؟

پیش از هر چیز بهتره از این زاویه نگاه کنیم که چرا برندهای نو پا با نام نیش وارد بازی میشن. اولین دلیل اینه که رقابت با برندهای دیزاینری که سابقۀ فعالیت زیادی دارن تقریبا برای این دسته ناممکن هست. دومین نقطه نظر مربوط به سیاستهای بازاریابی میشه. این که محصولات برندهای دیزاینر سطح سلیقۀ عموم جامعه رو هدف قرار میدن، میدان رو خود به خود برای برندهای نوپا باز میکنه که تحت نام عطرهای نیش (یا هر چیزی که نامگذاری میشن) مخاطبانی که ذائقۀ متفاوتی دارن رو به طرف خودشون بکشن.

حالا اگه به دلایل و چگونگی رشد این برندها نگاه کنیم نقاط کور بیشتری از این صفحه شطرنج باز میشن. یکی از بزرگترین دلایل ازدیاد برندهای نیش نوپا ازدیاد شرکتهای تولید کنندۀ مواد خام عطرسازی هست که طی این سالهای اخیر پا به عرصۀ حضور گذاشتن و قدرتمندانه فعالیتشون رو شروع کردن. این رشد چشمگیر مواد اولیه فرصت رو برای همه مهیا میکنه که توی این وادی خودشون رو محکی بزنن. از طرف دیگه اندک دانشی که نیاز دارن رو از مدرسه ها یا کارگاههای آموزشی بدست میارن.

صحبت راجع به آسیب شناسی و چراها و چگونه های این روند جدید عطرسازی از حوصلۀ این مطلب به شدت بیرونه. لاجرم برای توصیف عطر ۱۸۰۵ نیاز بود این خلاصه رو به صورت مقدمه ای عنوان کنم. برند بوفورت که تازگی از سال ۲۰۱۵ فعالیتش رو شروع کرده به سادگی نشون میده که چقدر راحت میشه صاحب یک برند نیش شد! مواد لازم: یک پیشینۀ تاریخی (چنانچه موجود نبود یا میسازینش یا یک کانسپت هنری ارائه میدین، مثلا بوی تهران دوره قاجار)، مقداری مواد خام از شرکتهای تولید کنندۀ ناشناس (ترجیحا با در نظر گرفتن بالا بردن قدرت موندگاری و پخش خریداری بشن چرا که بازار اینطوری دوست داره)، یک عطار ناشناس (حتما در قولنامه قید کنید که اسم عطار هیج جا درج نمیشه و محرمانه باقی میمونه. این یعنی اسم شما به صورت اتوماتیک به عنوان عطرساز شناخته میشه) و نهایتا شیشه های ساده و درپوشهای بزرگ!

۱۸۰۵ دقیقا نمونۀ همچین محصولاتی هست. این عطر در حقیقت یک عطر نیست، بلکه یک داستان هست در قالب بو. همین و بس. تصور کنین نبردی دریایی رو! اولین شلیکهای توپهای دو طرف جبهه به همدیگه. شکسته شدن بدنۀ کشتی ها و بوی دود حاصل از سوختن چوب، بوی دریا که حالا با فشار زیاد از سوراخهای ایجاد شده به درون کشتی پُمپاژ میشه و بوی باروتها و نهایتا بوی خون… خب این چیزی نیست که با معیارهای سختگیرانۀ من، بعد از این همه سال تجربه و تحقیق، بتونه من رو مجذوب کنه. نهایتا مثل بوی یک غذا، یک محیط، بوی ترش و خشک اگزوز اتوبوسهای شرکت واحد، بوی یک گل توی پاغچه ای چند متر اونطرفتر از پیاده رو، یک لحظه توی ذهنم یک حس رو بازی میکنه و با اولین جنبش در پیرامونم فراموش میشه. هر طور فکر میکنم میبینم این تودۀ نامأنوس نمیتونه بوی خوش قلمداد بشه، فقط میتونه یک بو باشه و میدونین ضعف کار کجاست؟ واقعگرا بودن این بو. روایحی که با کانسپتهایی اینچنینی ساخته میشن فقط در شرایطی میتونن موفق باشن که با بوهای انتزاعی و غیرمستقیم وارد بازی بشن. اگر عطار برای ساختن فضای یک نبرد دریایی از بوی باروت و دود استفاده میکنه یعنی به ابتدایی ترین حالت برای تعریف ماجرا فکر کرده، اما حالا شما برای همین موضوع عطر Amouage Fate Man رو در نظر بگیرین! میبینین که چطور به صورت غیر مستقیم میتونه فضایی خشن و دودی رو براتون بازسازی کنه.

فضای کلی عطر ۱۸۰۵ رایحه ای به شدت دودی، بی نهایت تلخ و دریایی هست درست مثل کُندۀ سوختۀ چوبی که در آب فرو کنین. ترکیبی از بوی خاکستری رنگ ذغال و بوی نقره ای آب. و مصیبت اینجاست که موندگاری و نشر بوی چنین بوی ناخوشایندی به شدت بالاست. به شخصه نمیتونم ۱۸۰۵ رو جزو عطر شخصی بدونم چرا که فاقد فاکتورهای کاربردی، زیبایی شناسی و هنری لازم برای عطر شخصی بودن هست، اما میتونه توی یه تئاتر برای ایجاد حس یک جنگ به صورت عطر محیطی (ambiance perfume) استفاده بشه.

 ★

نویسنده مطلب: کیوان

Carpe Odor

یک دیدگاه در “BeauFort 1805 Tonnerre

  • سعید

    (آبان ۲۴, ۱۳۹۶ - ۸:۱۵ ب.ظ)

    خیلی عالی بود.ممنون
    از نظر من هم فقط یک بو هست و بیانگر نوعی داستان که خیلی بیش از حد واقع گرایانه پرداخت شده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *