یکشنبه بارانی – قسمت بیست و سوم: رولز رویسِ دنیای عطر

ژان پاتو – ژوی (Jean Patou – Joy)

سال تولید: ۱۹۲۶ فقط در دسترس برای مشتریهای دست اول برند (تولید برای عموم تو سال ۱۹۳۰)

گروه بویایی: گلی

عطار: اُنری المراس (Henry Alméras)


 وقتی بازی رو با قدمهای بزرگ شروع میکنین، باید جسارت و تحمل ریسک رو داشته باشین. نوابغ تو شرایطی خودشون رو نشون میدن که تضاد بین خط فکری و انتظارات اونها از زندگی با خط مشی کلیِ جامعه پررنگتر میشه. مثلا تولید کردن گرونترین عطر دنیا تو روزگاری که جهان تو بی پولی و فشار اقتصادیِ ناشی از بحران وال استریت کمر خم میکرد. ژوی از ژان پاتو نمونه موفق همچین ذهنیتی هست. عطری که اون رو آیکونِ یاس و یکی از قابل احترام ترین عطرهای گلی میدونیم، با فاصله ای بسیار زیاد از باقی عطرهای مهم تاریخ تو جایگاهی قرار میگیره که اون رو از خیلی از عطرهای نیش و فاخر نیز بالاتر میبره. اساسا قیمت نجومی این عطر و دست و دلبازیِ بی حد و حسابِ استفاده از متریال طبیعی گرون قیمت مهر تاییدی هست به این موضوع. یاسی وحشی و قدرتمند که وجوه تاریکش رو درون عطر دخیل نمیکنه اما در عوض هویت بارزش و سایه روشنهای حیوانیش کامل به چشم میاد، محوریت این عطر هست. ژوی نمونه یک شاهکاره که با سختگیری و وسواس ساخته شده. به اندازه کافی کنجکاو شدین؟ پس بذارین یه کم برگردیم عقب و به عقبه ی این عطر نگاهی بندازیم.

از ژان پاتو شروع میکنیم. متولد ۱۸۸۰ در نُرماندی فرانسه. سالهای پیش از جنگ جهانی اول، سالهای ۱۹۱۰، از تجارت چرم و پوست پدرش دل کنده به پاریس مهاجرت میکنه و یه دکان خیاطی کوچیک افتتاح کرده و کار خودش رو شروع میکنه. کاسبی بد نبود و آب باریکه ای میومد تا اینکه یه روز یه مشتری از نیویورک اومد و کل اجناس توی مغازه رو خرید. خرید و رفت و چشمای پاتو برق زد و سریعا راههای ورود به این تجارت رو پیدا کرد. اما فرصت نکرد کاری انجام بده چون خدمت سربازی صداش کرد و برای چهار سال تو خط مقدم جبهه برای کشورش جنگید. از جنگ برمیگرده و شاید همون تجربه ی کابوس مانند که تو یکی از خونین ترین جنگهای تاریخ کسب کرد بود که کاراکتر و زندگی بعدش رو شکل میده. حرص و ولع تجاری از یک طرف و ریسک پذیری و جسارتش از طرف دیگه، به نقاط بارز و مثبت هویتش تبدیل میشن و راه رو برای موفقیتهای بعدیش باز میکنن. دستش که تو تجارت جدیدش پر میشه، دهنه ی ورودی درآمدش گشاد میشه و به همون منوال هم خرج و ولخرجیهاش شدت میگیره و فقط و فقط دنبال با کیفیت ترینها میگرده با چیزایی معمولی و معمولی به بالا اصلا و ابدا قانع و راضی نمیشه. بی معنی بودن ارزش جان انسان و کشتاری که توی اون چهار سال جنگ جهانی اول دید شخصیت اون رو به یک آدم اهل خوشی و بولهوس تبدیل کرد که فقط از لحظه هاش لذت میبرد طوری که گویا فردایی وجود نداره. البته این به معنی آینده نگر نبودن ژان پاتو نیست چرا که در عین حال از هوش و شامه ی اقتصادی بسیار خوبی برخوردار بود که تونست خودش رو بین چندین طراح مد با شهرت جهانی جا بندازه و اسم و رسمش رو تو روزگاری که فلاکت اقتصادیِ پس از جنگ یکی یکی صنایع بزرگ رو نابود میکرد، به اون سوی اقیانوس اطلس هم ببره.

از ولخرجیهاش بخوام بگم، بهترین کافه های شبانه و رستورانها، سوگلی های متعدد از طبقه مرفه نیویورک و نه حتی پاریس، کشتی تفریحی لوکس و سریعترین اتومبیلهای هیسپانو سوییزا و خلاصه همه چیز تو بهترین حالت و بالاترین کیفیت. یه پرانتز باز کنم اینجا و این هم بگم که دو تا هیسپانو سوییزا خریده بود، یکی سفید برای روزهای آفتابی که اون رو یه شوفر سیاهپوست میروند، و یکی هم سیاه برای روزهای بارونی و برای اون هم شوفر سفیدپوست انتخاب کرد! دیگه خودتون حساب کنین. اگه میگین “این هیسپانو سوییزا دیگه چیه، ما اسمشو نشنیدیم” یکی از سریعترین و گرون قیمت قیمت ترین اتومبیل های اون دوران بودن که سالهاست کارخونه ش بسته شده.

صحبت در مورد پاتو و اینکه چطور برندش رو توی فرانسه جا انداخت و محبوبیتش رو تا بین خانمهای طبقه مرفه نیویورک به صورت اعتیاد در آورد رو به نظرم بذاریم کنار و با گذر از خلاصه ای از ساخته های پاتو به عطر معروفش بپردازیم. دامنهای روی زانو و جوراب زیر زانوی ورزشی در لباس تنیس زنونه در سال ۱۹۲۱، هِد بند ورزشی، اولین مایوی زنونه از پارچه های انعطاف پذیر، اولین لوسیون آفتاب گیری، لباسهای زنونه آستین حلقه ای، و حتی لوگوی برند به صورت یک نوار کوچیک پارچه ای دوخته شده پس گردن لباس که امروزه همه لباسها ازش استفاده میکنن، همگی از اختراعات و ابداعات ژان پاتو هستن. دختران جوان با روحیه دینامیک و اسپرت و نوآوری خواهانه که از کلاسیسیمِ کسل کننده ی حاکم از قرن پیش خسته شده بودن سریعا جذب خلاقیتهای پاتو میشن.

سوزان لنگلن (Suzanne Lenglen)، قهرمان شش دوره مسابقات ویمبلدون و معروف به مادر تنیس در لباسهای طراحی شده توسط ژان پاتو، سال ۱۹۲۱

خب میتونین تصور کنین عطری که چنین شخصیت کمال گرا و تمامیت خواهی سفارش میده چطور میتونه باشه؟! من بهتون بگم. عطری که از سال ۱۹۳۰ تا امروز هرگز منسب “یکی از پنج عطر مهم تاریخ” رو ترک نکرده و دقیقا هفتاد سال بعد از تولدش، تو جوایز FIFI سال ۲۰۰۰ با شکست دادن عطر شنل شماره ۵ به عنوان عطر قرن، به این عنوان دست پیدا میکنه و بهترین عطر قرن معرفی میشه. پاتو برای عطری که چنین قابلیتهایی داره دست به یکی از بزرگترین ولخرجی های قرن تو دنیای عطر زده. به همراه دوستش الزا مکسوِل (Elsa Maxwell) که شدیدا توی محافل مُد و طبقه بالا دست پاریس مطرح بوده و یه جورایی ستون فقرات هر گونه خاله زنک بازی و شایعه به حساب میومده، راهی گراس، پایتخت دنیای عطر در اون زمان میشن. خیلی از عطرسازها رو ملاقات میکنن و نمونه های ساخته شده همشون رو یکی یکی تست میکنن. پرانتز باز کنم، اون دوران به این دلیل که سفارش عطر از طرف برندها خیلی زیاد نبوده و اتفاقی نبود که مدام رخ بده، عطرسازها نمونه هایی برای مشتری هایی که ناخوانده کوبه درب رو میکوبیدن آماده داشتن. پرانتز بسته. از بین همه عطرسازها خلاصه نوبت به اُنری المراس میرسه. المراس دونه دونه نمونه ها رو بیرون میاره. پاتو دونه دونه با دقت بو میکنه و نه، نه، نه، نه…. المراس که کم کم داشت از عصبانیت قرمز میشد، دست میکنه کشوی پایین میزش و یه نمونه در میاره و با حالتی پرخاشگرانه میگیره جلوی بینی پاتو و میگه “این نه اون نه، تو که هیچی چی رو نمیپسندی باید این رو بو کنی، اگه این رو هم نپسندی هیچی از این تجارت نمیدونی”. میگیره جلوی بینی و آروم بو میکنه و ناخوداگاه بو کردنش به نفس عمیق کشیدن تبدیل میشه. عضلات صورتش شل شد و چهره ش باز شد. زیر لب چندین بار زمزمه کرد: نفیس نفیس نفیس نفیس… “نفیسه، بله اما تو این رو نمیتونی بفروشی” المراس در جواب پاتو گفت و ادامه داد که “هزینه تولید همچین چیزی خیلی بالاست”. “این نظر توئه انری” الزا شروع به صحبت میکنه. “ژان دنبال یه عطر میگرده که گرونترین عطر دنیا باشه. رولز رویس برای دنیای اتومبیل هر چی هست این عطر هم قراره برای دنیای عطر همون باشه”. معروف هست که برای ساخت هر اونس از این عطر (۱Fl.Oz) یا ۳۰ میلی لیتر، ۱۰۶۰۰ یاس از نوع یاس گراس فرانسه و ۲۸ دوجین (۳۳۶ عدد) رز داماسک بلغاری و رز مِی بکار رفته. ترکیبی که هیچ دیوانه ای براش حاضر نیست هزینه کنه. خب قیمت بالای هشتصد دلاری این عطر ۳۰ میلی هم بی دلیل نیست.

شروع عطر با دوئت همزمان رز بلغار و آلدهید C14 یعنی بوی هلو مثل اُپرایی هست که با صدای تِنور آغاز میشه. پس از اون مسیر حرکت عطر از این شروع مخملی به بطنی گلی با حجم غیر قابل تصور یاس و زیرلایه هایی از یاس امین الدوله (پیچ امین الدوله)، گل مریم، زنبق و ایلانگ ایلانگ میرسه. یاس توی این عطر مثل زیرگنبد مسجد شیخ لطف اللّه دور میدون نقش جهان اصفهان هست. شاهکاری از معماری و نقش، و شاهکاری از یاس با هم آوازیِ گلهای دیگه. در پس این موزه ی گل، پرده ای از چوب سندل، مشک و سیوت حس میشه اما هرگز فرصت خودنمایی تو لایه آخر بهشون داده نمیشه چرا که از سر تا ته این عطر رز پودری و مخملی و یاس شهوانی ابراز اندام میکنن. به همین دلیل هست که ژوی معروف هست به عطری که لایه آخر نداره. یه ترکیب کلاسیک شناخته شده هست که خیلی ها سعی تو کپی برداری ازش داشتن اما رویارویی با چنین هزینه ای برای تولید چنین عطری باعث شده هیچ عطری نتونه جای ژوی رو توی تاریخ بگیره.

امروز ژوی قاعدتا اون عطر سابق نیست، هر چند که برند شدیدا در مقابل ممنوعیتها و کمبود مواد اولیه نایاب، مقاومت کرده. اما خب نمیشه تداوم تولید یک عطر از نزدیک صد سال پیش تا امروز رو تضمین کرد بدون اینکه کمی با روند زمانه تغییر کنیم. با این حال ژوی تقریبا همون عطر سالهای ۱۹۳۰ میلادی باقی مونده. همون شکوه، همون زنونگی، همون قدرت، همون شفافیت و همون زیبایی رو هنوز میشه توش یافت. ژوی بوی رز یا یاس یا گل مریم نمیده، بلکه بوی احتشام میده.

اشاره کردم که شروع فروش ژوی با بحران بزرگ وال استریت تو سال ۱۹۲۹ همزمان بود و هر گوشه ای از جوامع غربی طعم تلخ این بحران رو چشیدن. پاتو هم از کتک این بحران بی نصیب نموند اما اگه یادتون باشه اشاره کردم که وی آدم تیز و باهوشی تو زمینه تجارت بود و با یک تکنیک ساده ژوی مفتخر به نماد مقاومت در مقابل بحران وال استریت شد. پاتو به آدرس هر مشتری سابقش یه پاکت کوچیک میفرسته و توی هر پاکت یه شیشه فسقلی کریستال حاوی عطر ژوی، و کنار اون یک کارت که فقط JP و Joy روشون نوشته شده، قرار داره. با همین تکنیک ساده و با اعتماد به شاهکاری که ساخته بود ظرف مدت خیلی کوتاهی مشتریهای ثروتمند دوباره پاشنه درب بوتیک رو درآوردن و ژوی تو بحرانی ترین روزهای تاریخ فروشی بی سابقه کرد. شیشه اولیه عطر چندان شیشه خاصی نبود و از تولیدات آماده ی یک کارخونه شیشه سازی برای فروش استفاده کرد، اما بعدا معمار لویی سو (Louis Süe) برای این عطر شیشه حال حاضر که مستطیل و ساده هست رو با پلاک طلای روش طراحی میکنه.

نویسنده مطلب: کیوان

Carpe Odor

4 دیدگاه در “یکشنبه بارانی – قسمت بیست و سوم: رولز رویسِ دنیای عطر

  • m.ali.b

    (شهریور ۱۶, ۱۳۹۷ - ۸:۴۵ ب.ظ)

    چه جالب
    خیلی خوب بود ممنون
    امیدوارم تولیدات جدید این عطر هم همون کیفیت و مرغوبیت سابق رو داشته باشه و بتونم تستش کنم چون نمیدونستم اینقدر عطر مهم و کلیدی ای هست.

  • افشار

    (شهریور ۱۲, ۱۳۹۷ - ۸:۱۴ ب.ظ)

    مرسی عالی بود کیوان 👍
    من میدونستم ژان پتو خیلی مارک پر فیس و افاده ای هست. ولی فکر نمیکردم انقدر دماغ سر بالا باشه که برای خرید عطرهاش باید توسط رابط فروشگاههای بزرگ تونست از بوتیکش تو فرانسه عطر خرید . برای خرید اکستریتهاش هم باید تو صف خرید موند. دررواقع ژان پتو به هیچ فروشگاه انلاینی عطر نمیده و همشون نقش واسطه رو دارند . خلاصه پدر من در اومد برای خرید همین عطر .
    ولی ارزششو داشت . عطری به غایت درخشان . مثل کت واک روی گلبرگهای رز. 😍👌 عطری که هر کلکسیونری ازش داره.
    حیف که لامصب هم گرونه هم راحت پیدا نمیشه .

  • آرش

    (شهریور ۱۱, ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۴ ق.ظ)

    چیزی که برام جای سوال هست اینه که چنین عطر قدیمیی رو با اون فرمول اولیه که هنوز همون کیفیت رو داشته باشه میشه پیدا کرد و بو کرد یا نه؟

  • Shahin

    (شهریور ۱۱, ۱۳۹۷ - ۶:۱۷ ق.ظ)

    موندم حالا که ال وی ام اچ ژان پتو رو خریده اینده عطراش چی میشه… امیدوارم به سرنوشت گرلن دچار نشه!
    راستی دیور هم اخیرا یه عطر زنونه داده بیرون تو شیشه ای خیلی شبیه به سواژ به اسم joy

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *