جمعه بازار: همه چیز در مورد چوب سندل

جغرافیای پهناور شبه جزیره هندوستان به این سرزمین غنی و کهن خاکی بارور هدیه کرده که میزبان هزاران گونه گیاهی و جانوریه. قابلیتهای بی نظیر این خاک باعث شده این کشور به تنهایی تولید کننده قسمت بسیار عظیمی از مواد طبیعی عطرسازی باشه. منتها وقتی یه لیست از این مواد آماده میکنیم یکی از اونها با اختلافِ اهمیت بسیار زیادی از دیگران چنان فاصله میگیره که با اسم هندوستان مترادف میشه: چندن (चन्दन) ؛ که از لغت سانسکریت چاندانا میاد به معنی سندل.

از اونجایی که این چوب مهمون مقالات “جمعه بازار” سمور شده، میتونین حدس بزنین که موضوع مهمی هست. چوب سندل رایحه بسیار قدرتمندی داره که یکی از مهمترین و پراستفاده ترین مواد عطرسازیه. قسمت داخلی این چوب به دلیل دارا بودن درصد بالایی از اسانس، مقاومت بی نظیری در برابر موریانه ها داره. به همین دلیل جزو چوبهای لوکس و بسیار گرون قیمت محسوب میشه. این چوب در گذشته محبوبیت بالایی در صنعت اشیای دکوراتیو داشت و خیلی پیشتر از اون، به عنوان بخور در معابد شرق دور سوزونده میشده. خصوصیات فیزیکی چوب سندل در کنار ویژگی های دارویی و درمانی، به علاوه ی خواص معنوی که برای این چوب گرانبها قائل هستند، باعث شده همچنان با وجود کمیابی و قیمت بالا، در زمینه های یاد شده ازش استفاده بشه. رایحه دوست داشتی، عمیق و آرامش بخش این چوب اون رو خیلی زود وارد صنعت عطر و محصولات بهداشتی نظیر روغن و صابون کرد. از اسانس یا به قولی روغن استخراج شده از بخش های درونی و محکم چوب و ریشه این درخت در عطرسازی به عنوان جزئی از ترکیب عطر، و/یا به عنوان فیکساتیو استفاده میکنن. از یک تُن بخش میانی کُنده یا ریشه این درخت حدود ۵۰ تا ۶۰ کیلو اسانس بدست میاد که در قیاس با اسانس روغنی بدست اومده از خیلی از مواد طبیعی عطرسازی مقدار واقعا پربَرکتی حساب میشه.

رایحه قدرتمند چوبی و شیری مانند و مشخصی داره که با برخی از عناصر عطرسازی مثل رُز هماهنگی بی نظیری پیدا میکنه. به همین دلیل ترکیب کهن رز و سندل از هندوستان به کشورهای عربی رفت و کم کم در سراسر جهان پرطرفدار شد. معطر بودن این درخت در طول تاریخ مورد توجه اقوام و ادیان مختلف هند و سرزمین های دیگه بوده و هست. از دید غربی ها اگه بهش نگاه کنیم اون رو میشه پای ثابت و عضو الزمِ اکوردهای شیپغ و فوژه و عطرهای اورینتال حساب کرد و تو یه سرشماری سراَنگشتی توی حدود ۳۰% عطرهای مردونه و ۵۰% عطرهای زنونه یا خودش یا بدلش با بوی مشابه حضور داره.

این درختِ پهن برگ ۱۹ گونه مختلف داره که زیرمجموعه ی خانواده ای با حدود ۴۰۰ عضو هستن. تمام انواع این درخت زندگی نیمه انگلی دارن. یعنی جدا از اینکه مثل همه گیاهان از خاک تغذیه کرده و فوتوسنتز میکنه، ریشه ی اون با ارتزاق از درختهای همسایه و مکیدن فسفر و نیتروژن از ریشه ی این درختان، نه تنها مواد غنی رو میزنه به بدن، بلکه انحصار استفاده از خاک رو هم برای خودش نگه میداره. بماند که اگه اطرافش درختانی مثل ساج، میخک، بامبو یا گواوا باشن که دیگه عروسیه براش! چرا که سندلی که از این درختها ارتزاق کرده باشه از نظر بویایی در بهترین کیفیت قرار داره و روغن بدست اومده ازش دشمن جدی کیف پول و حساب بانکی شماست!

اما از انواع این درخت فقط ۵ گونه در تهیه روغن یا همون اسانس کاربرد دارن. در عین داشتن کاربرد مشابه و شباهت هایی در رایحه، بدون شک کیفیت و شخصیت بویایی این گونه ها با هم فرق چشمگیری دارن. مهمترینشون، و موضوع اصلی بحث ما، سندل هندی (سندل سفید یا سندل هند شرقی) با نام علمی (Santalum Album) هست. این گونه در محدوده شبه قاره ی هند تا استرالیا یافت میشه و قدیمی ترین نوع این درخته که چوبش به عنوان یک کالای تجاری داد و ستد شد. البته خاستگاه اصلی اون سرزمین هند هست و بهترین و مرغوبترین نوعش سندل میسور که بوی بی نظیرش، در کنار زیبایی و مقاوت این چوبِ گرانبها به برداشت های بی رویه انجامید و اون رو تا مرز انقراض در موطن اصلیش پیش برد. کمیاب شدن این چوب قیمتش رو طی چهار دهه اخیر بیشتر از ۲۰ برابر افزایش داده و همین نادر و گران بودن سبب شده بسیار به ندرت این ماده رو به شکل طبیعی توی عطرها استفاده بکنن. در جایگاه دوم اهمیت سندل استرالیایی (Santalum spicatum) قرار داره که بومی جنوب غربی استرالیاست. برداشت اصولی و کاشت مداوم باعث شده این درخت تعداد خیلی بیشتری از همتای هندی خودش داشته باشه و روغن طبیعی اون بیشتر از سایر گونه ها در دسترس باشه. سه گونه ی کم کاربردتر برای استخراج روغن اینها هستن: سندل هاوایی که فقط در هاوایی رشد می کنه (Santalum paniculatum)، سندل فیجی یا سندل قهوه ای (Santalum yasi) و سندل کالدونیایی (Santalum austrocaledonicum) که در کالدونیای جدید، اندونزی و گینه نو یافت میشه.

یه گونه تا حدی مشابه سندل هند شرقی هم تو غرب هندوستان رشد میکنه که علیرغم شباهتهای ظاهری، نه تنها خواص بویاییش هیچ ربطی به سندل سفید داستان ما نداره، بلکه اصولا سندل نیست! به این گونه آمیریس بالزامیفرا (Amyris balsamifera) گفته میشه و از نظر گیاهشناسی متعلق به خانواده ای جدا از درختان سندله. البته با اینکه قیمت چندانی در مقایسه با سندل هندی نداره، خودش هم امروزه در عطرسازی استفاده میشه.

اما چی داره این سندل سفید که اینقدر اون رو با اهمیت میکنه؟ ۶% از حجم ریشه و کنده ی این درخت رو روغنش تشکیل میده که در قیاس با سایر گونه ها یه ثروت حساب میاد. روغن این چوب با روش تقطیر استخراج میشه. محصول بدست اومده بی رنگ تا زرد هست و تا حدودی چسبانک و غلیظه. بین ۴۰ تا ۴۵ درصد حجم این روغن رو مولکولی به نام آلفاسانتالول (α-Santalol) و حدود بیست تا سی درصدش رو مولکول بتاسانتالول (β-Santalol) تشکیل میده. رایحه ای شیری و دودی داره که حس گرم و چوبی و حس آرامش و راحتی میده.

برای به دست آوردن روغن درختها رو بنا به قطر کُنده و سنشون انتخاب میکنن. یه دلیل این امر بلوغ چوب سندله چرا که یه درخت برای اینکه بتونه روغن خوب و کافی بده به یک حداقل سن نیاز داره. سن برداشت کردن چوب، از ۳۰ تا ۶۰ سال، بسته به شرایط درخت شروع میشه. دلیل دیگه ای که درخت رو بنا به قطر تنه انتخاب میکنن اینه که روغن رو فقط میشه از قسمت مرکزی چوبِ ریشه و کُنده و برخی شاخه های قطور بدست آورد. یعنی از قسمت چوب درونیِ درخت. به همین دلیل یه درخت خشکیده ی سندل که از خاک بیرون افتاده هم به کار میاد چون چوب درونی درختِ واژگون شده سالها سالم باقی میمونه. خب این قسمت همون قسمتیه که درختها با گذر زمان و اضافه کردن به دور کمرشون، به قطرش اضافه میکنن. یعنی چوب بیرونی که معمولا سفید رنگه و ارزش صنعتی نداره، قطری ثابت داره – یا قطرش به مراتب کمتر از چوب درونی زیاد میشه – در عوض با رشد درخت قطر چوب درونی که تیره رنگه بیشتر میشه. خب هر چی قطر درخت بیشتر، قطر چوب درونی هم بیشتر. چوب بیشتر یعنی روغن بیشتر.

واژگون کردن یه درخت سندل اونقدرها هم راحت نیست. همونطور که اشاره کردم این درخت یک استثمارگر بزرگه و از ریشه سایر درختها ارتزاق میکنه. این یعنی ریشه های بسیار پهناوری داره که مقاومتش توی خاک رو تضمین میکنن. بنابراین در گذشه شکارچیانِ سندل منتظر فصل بارانهای موسمی میموندن تا خاک نرم بشه و یه جوری درخت رو از خاک بکشن بیرون. چون اگه با اره زنجیری و تبر هم به جون درخت بیفتن فایده ای نداره، زیرا اصل چیزی که دنبالش هستن تو ریشه قرار داره و ریشه ی یه سندل هندی مرغوب حاوی حدود ۱۰% اسانسه که این مقدار برای کنده ی همون درخت حدود ۴% هست. خب، درخت رو واژگون کردن اما بعدش چی؟ برای جدا کردن قسمت داخلی ریشه استفاده از تبر و اره خیلی لوکس بازی و ولخرجیه چون هر تیکه ی این چوب ارزش داره و نمیشه یه سانتی مترش هم هدر بره. برای همین شکارچیان سندل وود روش جالبی برای برداشت این چوب داشتن. بالاتر توضیح دادم که قسمت داخلی این درخت – یعنی همون قسمت که معطره – مقاومت حیرت آوری در مقابل موریانه داره. بنابراین پس از اینکه درخت رو از خاک بیرون کشیدن موریانه ها رو ول میکنن روی درخت و اونها ملچ مولوچ همه قسمتهای بدرد نخورِ درخت رو میخورن و وقتی به قسمت معطر که قسمت مغز چوبه میرسن، صورت حساب رو پرداخت میکنن و رستوران رو ترک میکنن. اینطوری قسمت مغز درخت هم مثل هلوی پوست کنده بدست میومد.

صحبت در مورد چوب سندل حتی اگه فقط از باب عطر باشه هم تمومی نداره و این مقاله همینطوری میره و میره. اما بهتره به همینجا بسنده کنیم و موضوع سندل رو با معرفی چند تا عطر خوب که این نُت توشون به خوبی کار شده دنبال کنیم. نکته ای که شایان ذکره اینه که چوب سندل طبیعی توی عطرهای که تیراژ تولیدشون بالاست (چه عطرهای نیش چه غیر نیش) یه افسانه هست. دلیل اول اینکه همونطور که گفتیم این درخت شدیدا در معرض انقراضه و قطع اون جرم محسوب میشه. سالانه فقط تعداد محدود و معدودی با اذن دولت هندوستان بریده میشه و بس. گفتم با اذن دولت چرا که قرنهاست این درخت در انحصار دولت هندوستانه و حتی اگر توی مزرعه و حیاط خونه تون داشته باشینش برای قطعش نمیتونین خودسرانه عمل کنین. دلیل دوم اینه که مثل خیلی از مواد طبیعی، روغن بدست اومده از این درخت دارای مواد آلرژن هست و میتونه منجر به خارش شدید و سرخی و التهاب پوست بشه. دلیل سوم اینکه قیمت روغن مرغوب سندل به شکل باورنکردنی بالاست و هیچ عطرسازی بخاطر خدا هم که شده طرف همچین ولخرجی نمیره! با این حال مثل تمام مواد طبیعی کمیاب گاهی عطرسازهای مستقل توی عطرایی با تیراژ بسیار اندک از سندل طبیعی استفاده می کنن.

و اما عطرهایی که سمور معرفی میکنه:

نِست – وایت سندل وود (Nest – White Sandalwood)

ادویه ای و چوبی
“نست” برندی امریکاییه که بیشتر بر محصولات خوشبو کننده بدن و در کنارش عطر متمرکزه. عطر “وایت سندل وود” به این دلیل در این لیست جای گرفته که متفاوتتر از سایر گزینه های سندل-محور بازار از اون وجه نرم و کِـرِمی/پودری سندل، فاصله گرفته. سندل مورد استفاده در این کار از نوع استرالیایی هست که به دلیل داشتن دُز پایینتری از سانتانول (ماده معطر اصلی سندل وود) تکیه بر وجه چوبی این نت دوست داشتنی داره. در این عطر با یک سندل خشن و وحشی طرفیم که خشک و جدیه و با تلخی ناشی از بادوم بهش بال و پر داده شده. یک بستر ادویه ای ملایم، تکمیل کننده ی چارچوب چوبی/ادویه ایِ عطر شده که بر کارکتر کاملا مردونه این عطر صحه میذاره.


شنل – بوا دِزیل (Chanel – Bois des Île)

چوبی گلی و پودری
بارزترین عطر با محوریت سندل در بین زنونه های شنل هست، با همون روحیه ی شیک و پیراسته ی آشنایی که از عطرهای کلاسیک این برند می شناسیم. سندل به عنوان رایحه ای چوبی، دارای استحکام و ظرافت همزمان، نمود شخصیت زن قدرتمند و مستقلی شده که کوکو شنل همیشه به دنبال برجسته کردنش در وجود زنان هم عصر خودش بود. در نسخه ی به روز شده از این اسطوره ی کلاسیک، با کم کردن پیچیدگی ها، همچنان سندل به عنوان ستون اصلی ترکیب، روایح دیگه رو گرد هم آورده. یه نمونه ی خیلی خوبه برای اینکه ببینید رایحه چوبی نرم و خامه ای سندل چقدر عالی در ساخت جلوه ای پودری و تشخص بخشیدن به اون می تونه تاثیرگذار باشه.


اتلیه کولون – سانتال کارمین (Atelier Cologne – Santal Carmin)

شرقی و چوبی و پودری
ترکیب متین و با ملاحظه ای از بوی چوب سندل که در اون هیچ عامل آزاردهنده و بارزی وجود نداره. عطار سندل نرم و روغنی هندی رو در کنار زعفرون و وانیل میکس کرده و با مختصری عود جذابیت های شرقی کار رو ارتقا بخشیده. سانتال کارمین کاری یکدست، گرم، کِـرِم مانند و کمی شیرینه که پخش بو و ماندگاری متوسطی داره. مناسب برای مرد و زن، نیمه رسمی، و مناسب برای هوای غروب پاییز و بهار. نکته جالب اینکه وقتی از یکی از دو مؤسس این برند در مورد علایقشون پرسیدند، خانم سیلوی گَنتر (Sylvie Ganter) از سانتال کارمین به عنوان انتخابش برای پوشش ساعات پایانی روز نام برد.


پنهالِـگـُنز – موسیو بوریگارد (Penhaligon’s – Monsieur Beauregard)

چوبی و آروماتیک و ادویه ای
از لاین پرتره برند انگلیسی پنهالِـگـُنز که دوستان و دشمنان خاندان سلطنتی رو در قرن بیستم با طراحی از حیوانات به نمایش میگذاره، عطر موسیو بوریگارد رو برای معرفی انتخاب کردیم. عطری که درب شیشه ش شمایل خروس، سمبل کشور فرانسه و سبک بویایی این کار هست. نمادی از یک شخصیت آرام، شاد و نجیب. در موسیو بوریگارد رایحه ی سندل در کنار زنبق، جلوه ی پودری بیشتری پیدا کرده و حس خامه ای و نرمش در یک سایه روشن جالب با دارچین کمپلکس مردونه ی خوبی رو ساخته. این عطر با زیرساخت آروماتیک و گرما و شیرینی دانه تونکا، پوشش رسمی آقایون در فصل سرماست. ترکیبی ساده اما دوست داشتنی با پخش و ماندگاری رضایت بخش ارمغان این عطر لوکس هستش.


اورتو پاریسی – سمینالیس (Orto Parisi – Seminalis)

رایحه چوبی، خاکی، شیری، شرقی
گرم و مناسب برای هوای زمستون و غروب و شب. موندگاری بسیار بالا، نشر بوی متوسط به بالا ته بویی از عود، چوب سندل، لاکتوزِ شیر و نُتهای ادویه ای داره، مشترک بین مرد و زن، نیمه رسمی و کمی ساختار شکنه، شدیدا جلب توجه میکنه. و با لباسهای بافتنی خیلی خوب خودش رو نشون میده. ایده ی متفاوت این عطر به همون ساختارشکنیِ رایحه اش هست. تخمک درون رحم با ساطع کردن رایحه ای خاص اسپرمها رو به طرف خودش میکشه تا عمل لقاح صورت بگیره. عطرساز با الهام گیری از این موضوع دست به ساخت عطری میزنه و خوانش اون از بوی تخمک عطری مثل سمینالیس میشه.


دیپتیک – تام دائو (Diptyque – Tam Dao)

چوبی، گلی، پودری و شرقی
ساده و آرام و با وقاره، با نقش محوری چوب سندل در کنار چوب سدروس و سرو که فضای جنگلی ملایمی به عطر بخشیدن. معبدی بودایی با کف پوش چوبی در دل یک جنگل استوایی رو تصور کنید در حالیکه چوب سندل به آرومی در حال سوختن و معطرسازی اون فضاست و مختصری اَمبر گرما و شیرینی و صمیمیت رایحه رو بیشتر نشون میده. عطری چهارفصل برای استفاده ی روزانه که تفکیک جنسیتی نمیشه براش قائل شد. خودمونی، صمیمی، دعوت کننده و رمانتیک، با موندگاری و نشر بوی متوسط.


فردریک مال – دریس وَن نوتن (Frederic Malle par Dries Van Noten)

چوبی، خوراکی مانند، وانیلی، ادویه ای
رایحه ی چوب سندل در این عطر با همه نمونه های دیگه یک تفاوت اساسی داره. تو این عطر رایحه سندل نه به صورت یک نُت مجزا بلکه به عنوان عضوی از یک مجموعه ی متحد وارد عمل میشه و به لبه های نرم وانیل تیزیِ چوبیِ دلنشینی میده و از طرف دیگه وجوه خَش دار ادویه ای این عطر رو صیقل میده تا رایحه ی خوراکی مانند شیرینی شبیه بوی وافِل شکل بگیره. در عین خوشمزگی جدّی، مدرن، شیک و خوش مشربه و کاملا به فضای خاص دنیای مُد تعلق داره. مشترک بین مرد و زن، زمستونی و برفی، رسمی و نیمه رسمی و بسیار خاص با موندگاری و نشر بوی قوی.


لو لابو – سانتال ۳۳ (Le Labo – Santal 33)

چوبی، ادویه ای، زمینی، چرمی
سانتال ۳۳ مناسب افرادی هست که بوی چوب سندل رو دوست دارن اما از کاراکتر پرقدرت و رایحه ی بارز و آشنای این نُت امتناع میکنن. اینجا از اون سندل مهربون نرم و مخملی خبری نیست. ترکیب آروماتیک و تلخ و ادویه ای شروعی متفاوت رو رقم میزنه و در امتدادش رایحه ی گلی سبز و زمینیِ بنفشه و زنبق ادامه ی حیات این عطر رو در دست میگیره. سانتال ۳۳ عطری خاص و مشترک بین زن و مرد هست که توی هوای خنک پاییز و بهار و زمستون خیلی خوب عمل میکنه. در این عطر بیشتر از تیپ رسمی یا غیر رسمی، کاراکتر خاصش اهمیت داره.


سرج لوتانس – سانتال مـَژسکول (Serge Lutens – Santal Majuscule)

ادویه ای، شرقی، رز، کاکائو، چوبی
خوانشی اصیل و اصول گرا از ترکیب چوب سندل و رز که در شروع حس نوستالژیک روغنهای عطّار شرقی و هندی رو با دخالت رایحه ی تاریک کاکائو به خوبی بازسازی میکنه. حس شیری و لاکتوز مانند چوب سندل طبیعی توی این عطر به خوبی حفظ شده. اکوردی ادویه ای نقش حلقه ی اتصال فضای شرقی چوب سندل با امضای عطرهای سرج لوتانس رو بازی میکنه. در نتیجه ی کار سانتال مـژوسکول عطریه نیمه رسمی تا رسمی، مدرن/رِترو، بیشتر زنونه، رُزی و گلی و خوشمزه و مناسب هوای غروب پاییز و زمستون. موندگاری خیلی خوبی داره و نشر بوی متوسط به بالا.


گرلن – سمسارا (Guerlain – Samsara)

گرلن سامسارا چوبی، شرقی، گلی، پودری بی شک میشه سمسارا رو یک عطر کاملا شرقی و کلاسیک، فراخور تیپ خانمهای اوایل دهه ۹۰ میلادی دونست. در این ترکیب روایح گلی خصوصا یاس و ایلانگ ایلانگ که به خوبی با وانیل و سندل در هم آمیخته شدن، کاراکتر شرقی، چوبی و پودری سمسارا رو تکمیل میکنن. اون حس مخملین، نرم، پودری و کِرِم مانند سامسارا، مرهون حجم بالای چوب سندل توی این عطره. سمسارا چندان سبک مورد پسند خانمهای امروزی نیست اما همچنان میتونه یک گزینه ی رسمی شیک برای خانمهای میانسال در پاییز و زمستون بشه.


لورنزو ویلورسی – کاماسورابی (Lorenzo Villoresi – Kamasurabhi)

چوبی، گلی، شرقی، حیوانی
قابلیت درک درست او از روایح و قابلیت بی نظیر او از تعریف یک فرهنگ، یک مکان یا یک حس در قالب روایحی که معمولا ادویه جات و گلها پای ثابتش هستن، لورنزو ویلورسی رو به یک اسطوره ی بی بدیل تبدیل میکنه. این استادِ بلامنازعه ی عطرهای کلاسیک تو عطر کاماسورابی (در زبان سانسکریت به معنی رایحه ی لذت) با الهام گیری از گلهای رنگارنگی که هندی ها برای تزیین استفاده میکنن، جنگلهای پرپشت اون کشور و حس و حال معنوی معابد هندی، چوب سندل رو در کنار رایحه پر قدرت گلی قرار میده و فضای دهاتی و بی شیله پیله و غیر شهری رو با فضای لوکس کلاسیک غربی هماهنگ میکنه. کاماسورابی عطریه که بستر گلیش حیوانی، فیلتر نشده، بی پروا و کمی چرکه و به خوبی با بوی چوبی و شیریِ سندل این کار همخوانی داره. ته مزه ی چرمی و خاکی در بطن گلی و چوبی این عطر میگه که کاماسورابی عطریه مناسب تیپ رسمی، ترجیحا زنونه، برای هوای اوایل بهار و پاییز و اوقات دم غروب و شب.

نویسنده مطلب: کیوان

Carpe Odor

7 دیدگاه در “جمعه بازار: همه چیز در مورد چوب سندل

  • مهدی

    (فروردین ۱۹, ۱۳۹۸ - ۲:۰۷ ب.ظ)

    مقاله خیلی خوبی بود
    موفق باشید

  • احمد

    (اسفند ۷, ۱۳۹۷ - ۲:۱۴ ق.ظ)

    ممنون عالی بود ..
    خسته نباشی دلاور
    خدا قوت پهلوان

  • Zehnaahang

    (اسفند ۷, ۱۳۹۷ - ۲:۰۳ ق.ظ)

    اوفف.. ترکیدم.. چقد مبسوط.. احسنت ب اعصابت اگه همشو یکسره نوشتی..
    اقا جدای صندل.. من اینجا در عجبم ازینکه همه از شیرینیِ کومارین میگن ولی من وقتی نوت خالصش رو بوکردم چیزی جز بادوم بسیار تللللخ نکرفتم.. اصلن شیرین نبود.. بادوم تلخ.. بعدش لاکتوزی و چرب و خامه ای.. 🤔🤔🙄😶

  • کیوان

    (اسفند ۳, ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۲ ب.ظ)

    👏👏🌹🌹

  • مصطفی

    (اسفند ۳, ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۸ ب.ظ)

    مثل همیشه عالی…

  • مصطفی

    (اسفند ۳, ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۸ ب.ظ)

    مثل همیشه عالی

  • salar1986

    (اسفند ۲, ۱۳۹۷ - ۹:۰۸ ب.ظ)

    مرسی کیوان جان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *