روایح فلزی در عطرسازی

گاهی اوقات که عطری تست میکنیم یا با بوی وسایل خونه مواجه هستیم، متوجه نوعی بوی فلز مانند میشیم. مردم اغلب بهش رایحه “متالیک” میگن و ازش بویی شبیه به فلز یا استیل میگیرن. اما آیا واقعا فلز بویی داره؟

این یک اصل هست که برای درک یک بو، باید اون ماده فَرار باشه. یعنی بطور فیزیکی مولکولهای اون ماده قابلیت پرواز داشته باشند. در واقع برای اینکه مغز ما تفسیری از یک رایحه داشته باشه، یک فرایند بیوشیمیایی خاص لازمه که شروعش با پرواز مولکولهای فرار، ورودشون به بینی و نشستن اونها بر گیرنده های بویایی ما انجام میشه. اما فلزات زیاد به نظر فرار نمیرسن (به استثنائ جیوه). علاوه بر این، بو یک مشخصه ی ماده هست که به ساختار مولکولی ـش وابستست. نمیخوام خیلی علمی صحبت کنم که گیج بشید همینقدر بهتون بگم که ما از نظر علم شیمی ساختارهای مولکولی مختلفی داریم. دسته بندی اونها براساس استحکام پیوندهاشون هست. یه مثال میزنم تا درکش ساده تر بشه. اسکلت یک ساختمان رو تصور کنید (معادل ساختار مولکولی) که میتونه آهنی باشه یا بِتُنی یا کلا فقط آجرها رو هم چیده شده باشند. قبول دارید که این سه تا ساختمون استحکام یکسانی ندارند؟ ساختارهای مولکولی هم همینطوری هستند. موادی مثل فلزات و نمکهای معدنی، استحکام ساختارشون مثل همون اسکلت آهنی هست که گفتم! همونقدر محکم و در چنین شرایطی اون آجر (مولکولی که باید فرار باشه) به همین راحتی ها کنده نمیشه تا بره به بینی ما برسه و بویی ازش حس کنیم!

ولی یک دقیقه صبر کنید. خب شما میگید وسایل فلزی بو دارند. اتفاقا بوشون هم خیلی مشخص و خاصه و بعیده که کسی اشتباه بگیره! دستگیره در، کلید، سکه، تاب، قاشق، پیچ گوشتی و غیره. حالا یک نگاه به لیست وسایلی که گفتم بندازید. آیا وجه اشتراکی بینشون هست؟ درسته! همه این وسایل فلزی با پوست ما در تماس هستند. این همون راز رایحه ی فلز هست.

علت اصلی رایحه فلز در یک واقعیت نهفته ـست: اکسایش تحت تاثیر تماس با یک اکسیدو ردوکتاز. بازم علمی شد :))

اجازه بدید من کمی ساده تر بیان کنم. یکجور واکنش داد و ستد الکترون داریم که این پروسه رو یک عامل سومی میتونه سرعت ببخشه چیزی به اسم کاتالیزور. حالا که چی؟ خب فقط یک مقدار جزئی از آهن -که اینجا همون نقش کاتالیزور داره- کافیه که وقتی پوست با فلز تماس پیدا میکنه، پراکسیدهای چربی پوست اکسید بشن. نتیجه چی میشه؟! حالا دیگه سطح فلز مولکولهایی وجود دارند که فرار هستند! پس به سمت بینی ما حرکت میکنند و بقیه داستان رو هم خودتون میدونید…ما رایحه ای رو که به اسم بوی فلز میشناسیم، درک میکنیم. عین همین استدلال رو میتونیم به بوی فلز مانندِ خون هم ربط بدیم. آهنی که در هموگلوبین خون وجود داره در برخورد با پوست، عاملی میشه تا ما بوی فلز مانند رو از خون حس کنیم.


اما چه موادی وجود دارند که این بوی فلزی رو میتونیم در اونها پیدا کنیم؟ معمولاً آلدهیدها و کتون* های اشباع نشده (گاهی هم اشباع شده) هستند. در ادامه بصورت خلاصه به بعضی از این ترکیبات اشاره میکنیم.

۱-آمیل وینیل کتون

یکی از اونهایی که میتونید در آزمایشگاه عطرسازی ببینیدش، آمیل وینیل کتون (amyl vinyl ketone) هست که به شکل خالص، بویی خاکی، متالیک، قارچی و گیاهی با یکجور تم ماهی-مانند مثل وقتی که میخواید ماهیِ تازه صید شده از آب شیرین رو آماده کنید، داره.

۲-مشتقات آلدهید کربن ۱۰ 

روایح آلدهیدهای غیراشباع هم در این ارتباط خیلی رایج هستن و خیلی هاشون در طبیعت پیدا میشن. مثلاً رایحه منحصربفرد گشنیز بخاطر ترکیب چند تا از مشتقات آلدهید کربن ۱۰ (ای-۲-دیسِنال، ای-۲-دو دیسِنال، ای-۲-تترا دیسِنال و…) هست. که در مجموع رایحه ی شبه فلزی رو بوجود میارن. شاید جالب باشه بدونید بعضی از حشرات هم از یک سد دفاعی شیمیایی با ترکیب مشابه استفاده میکنند. برای مثال حدود ۵۰ سال قبل همین آلدهید ای-۲-دیسِنال رو در ترشحات سِن‌های بدبو (Pentatomidae) – عکس پایین – کشف کردند.

 

۳-آلدهید خونی

به تازگی پژوهشگران در دانشگاهی در سوئد طی یک تحقیقِ جامع، عنصر کلیدی بوی خون رو جداسازی کردند که یک آلدهید به نام “ترانس-۴و۵-اپوکسی-ای-۲-دیسِنال”  (trans-4,5-Epoxy-(E)-2-decenal) هست که لقب “آلدهید خونی” رو بهش دادند. حساسیت ما به رایحه ی آلدهید خونی فوق العاده بالاست. یعنی حتی وقتی خیلی رقیق باشه چیزی در حد ۰٫۰۷ تا ۰٫۳ PPT (قسمت در تریلیون) برامون قابل تشخیص هست.

۴-رُز اکساید

بین بساط عطرسازها که بگردی، مواردی پیدا میشه که مشخصه ی متالیک بودن رو همراه خودشون دارند. خیلی ها ممکنه موافق باشند که یه کارکتر متالیکی رو میشه در رز اکساید حس کرد. البته نکته مهم اینه که رز اکساید بین اونهمه مولکولی که در رایحه رز نقش دارند، جز بسیار کوچیکی محسوب میشه و بنابراین ممکنه چندان به چشم نیاد. اما به جای اون، ژرانیوم یا همون شمعدونی مقادیر بیشتری از رز اکساید رو داره برای همین هم از بعضی جهات ما رایحه ی فلزی رو از ژرانیوم درک میکنیم.

علاوه بر مواردی که گفتم در نوعی شراب سفید (Gewürztraminer) و حتی در ماده ی دفعیِ دفاعی یک نوع حشره (musk beetle) هم رز اکساید وجود داره. ترکیبی که خیلی زیاد مورد علاقه ی عطار مارک باکستِن (Mark Buxton) هست و در عطری مثل کوم دِ گاغسون ۳ (Comme des Garçons 3) شاهد حضور پررنگش هستیم.

۵-نیتریل ها

نیتریل ها گروه دیگه ای از موادی هستند که میتونند به نوعی رایحه ی فلزی داشته باشند. نیتریل ها کاملاً پایدار هستند و معمولا به عنوان خوشبو کننده به سفید کننده ها و اسیدهای مورد استفاده در شوینده های خانگی، اضافه میشن. گاهی وقتا از نیتریل ها برای ایجاد یک زمینه ی خاص فلزی به عطر، استفاده میکنند. مثل چندین نمونه از عطرهای عطار آنتوان لی (Antoine Lie) که از کلونال یا دو دکانال نیتریل استفاده شده. برای مثال ایتا لیبغ دوغُنژ سیکغیسیون مَنیفیک (État Libre d’Orange Sécrétions Magnifiques).

۶-لاوندر یا اسطخودوس

بعضی از مردم از لاوندر (اسطخودوس) بوی فلزی حس میکنند. در دسته بندی عطرهای فوژه ی کلاسیک، معمولاً خنکای فلزیِ لاوندر رو با پس زمینه ی فلزی ژرانیوم همراه میکنند و برای بالانس، همراه با گرمای کومارین و مواد بالزامیک کار میشه. در مورد نسل جدید فوژه ها برای مثال عطر دیویدوف کول واتر (Davidoff Cool Water)، این حالت فلزی با دی هیدرومیرسنول و آلیل آمیل گلیکولات (بویی شبیه به قوطی کنسرو آناناس) تشدید میشه.

 

۷-آلدهید برگ بنفشه 

یکی از موارد دیگه ای که بطور غیرمستقیم میتونه تداعی گر حالت فلزی باشه، حضور برگ بنفشه در نت های یک عطر هست. این ماده ی خاص که در واقع نشآت گرفته از یک آلدهید ۹ کربنه هست، به آلدهید برگ بنفشه یا آلدهید خیار هم شهرت داره. نُت قدرتمندی که ایجادگر رایحه ی سبز، تُرد و خیسی هست که شما رو به یاد رایحه ی خیار میندازه. این نُت وقتی که در کنار سایر مواد اولیه قرار میگیره باعث میشه حالت فلزی خاصی رو ازش حس کنیم که ممکنه شما هم در بعضی از عطرها بهش برخورده باشید.


با توجه به مطالبی که در بالا بهشون اشاره شد، میشه اینطور گفت که علاوه بر متریال های سینتتیک مخصوص عطارها (انواع آلدهیدها، کتون و نیتریل ها که در بالا اشاره شد)، ژرانیوم (حاوی رز اکساید)، گشنیز (حاوی مشتقات آلدهید کربن۱۰)، لاوندر و برگ بنفشه جز متریال هایی هستند که میتونند باعث ایجاد اون ته بوی فلزی بخصوص در عطرها باشند. پس بیاید نگاهی داشته باشیم به عطرهایی که رایحه فلزی در اونها نمود داره.

 پنهالگنز سارتوریال (Penhaligon’s Sartorial)

سارتوریال از واژه ی لاتین سارتور به معنی خیاط و رفوگری لباس نشات گرفته. یکی از عطرهای شناخته شده ی برند انگلیسی پنهالیگنز که توسط عطار برتراند دوشافو عرضه شد. فضای آروماتیک فوژه ی کلاسیک این عطر با استارتی تند و الکل مانند و تکیه بر برجستگی عناصری مثل لاوندر و برگ بنفشه همون حس و حال فلزی بخصوص عطرهای به اصطلاح آرایشگاهی (باربرشاپی) رو داره که در کنار رایحه ی ملایم چرمی-خزه ای، با گذر زمان و پررنگ شدن نقش تونکا گرمتر و شیرینتر میشه. کارکتر عطر یادآور مرد میانسال دیکتاتور و اتوکشیده ای هست که در فصل پاییز یا بهار کت شلوار سه تکه به تن داره.

 لاغتیزُن پغفومه دلیریا (L’Artisan Parfumeur Deliria)

در لیست عطرهای فلزی شاید به جرات متفاوت ترینشون همین مورد هست. نمیخوام در مورد بوی خون و فلز یا خنکای دریایی و فلزی یا حس باربرشاپی عطرهای مردونه ی کلاسیک صحبت کنم. میخوام در مورد یک رایحه ی مدرن حرف بزنم. برتراند دوشافو رو میشه یک عطار چیره دست در عصر حاضر بدونیم. بعضی وقتها چنان نت های مختلف رو کنار هم میچینه که از اون معجون شگفت انگیز رایحه ای میگیری که حتی فکرش رو هم نمیکنی! دلیریا یک عطر خوراکی مانند و جذابِ غیر تکراری و متفاوته. عطری که به زیبایی رایحه ی بیسکویت میوه ای رو با شیرینی شِکَر زده ی مشروبی همراه کرده و همه اینها وقتی جالبتر میشه که یک ته بوی جالب و خنکِ فلزی هم ازش میشه حس کرد. یک تعادل مناسب بین گرمای لوسِ میوه ای-کاراملی و جدیت فلزی، اونقدری که حس میکنی دلیریا رو میتونی به عنوان یک عطر روزانه ی چهارفصل بپوشی.

کرید گرین آیریش تویید (Creed Green Irish Tweed)

 ترکیب گرین آیریش تووید یه ساختار آروماتیک سبز با لبه های فوژه هست، وجوه آکوائیک و فلزی توی بطنِ خزه بستۀ این عطر نشون میده که حجم قابل توجهی از بوی دریایی توش نقش بازی میکنه، و از اونجایی که ساخت این عطر به قبل از استفاده از کالون توی صنعت عطرسازی میرسه میتونیم بگیم که بله کرید ترکیب اولیه رو تغییر داده و از کالون هم استفاده کرده. شروعی به شدت صابونی و آلومینیومی-رنگِ مرکباتی (بِه لیمو و شمعدونی) داره و رایحه ای شبیه بوی سیب ترش و برگ بنفشه همراهیش میکنن، که باعث میشن خیلی تو چشم بیاد و قدرتمند بازی رو شروع کنه. یه شروع گیاهخوارانه داره که به بطنی از وتیور و امبروکسان و آب دریا میرسه و رد خفیفی از زنبق، اون رو از اقیانوسی شدن دور نگه میداره و کمک میکنه چوب سندل و مشک و رایحۀ نمکیِ امبروکسان تو فرود عطر شکل بگیرن. فرودی پرقدرت و بسیار موندگار. گرین آیریش تویید یکی از اون عطرهایی هست که مخاطب عطرهای شیک مردونه که حاضره چند تا اسکناس بیشتر بچوخه تا یه عطر خوب داشته باشه که همه خوششون بیاد، خیلی میپسنده!

آمواج اوپوس ۱۰ (Amouage Opus X)

اوپوس ۱۰ با شیشه قرمز رنگ و متفاوتش، قصد بازگویی داستانی رو داره. ویولن قرمز اسم فیلمی درام هست که داستان یک ویلون رو نقل میکنه که طی قرن ها دست به دست میچرخه و حوادث جالبی رو برای صاحبانش رقم میزنه. داستان از جایی شروع میشه که مردی قصد ساخت ویولنی برای فرزندش داره اما در هنگام تولد فرزندش، همسرش از دنیا میره و مرد در اثر شوکی که بهش وارد میشه، ویولن رو به خون زنش آغشته میکنه و بهش جلا میزنه. اوپوس ۱۰ با بهره گیری از چهار نوع رز مختلف (۴ تار ویولن)، تونسته اون حس فلزی و خون مانند رو تداعی کنه در حالیکه نمیشه از نقش ژرانیوم هم در ساخت این آکورد فلزی غافل شد. در اوپوس ۱۰ با بازی نت ها شما حتی بوی جلای اون ویولن رو هم میتونید متصور باشید. ترکیبی خاص و غیررایج که پوشیدنش سلیقه خاصی رو میطلبه.

سرج لوتانس دُون دو له (Serge Lutens Dent de Lait)

کلیت بوی این عطر رایحه ای مُشکی، پودری، کمی خوراکی و کمی دودی هست. بیشتر از اینکه یه عطر باشه شبیه بو هست، شبیه ردی روی چهره که از کودکی مونده، شبیه رد بوی مادر روی بدن. یک شروع به وضوح آلدهیدی ردی فلزی از خودش بجا میذاره و گل هلیوتروپ با رایحۀ پودری و نرمش که یادآور آغوش مادر هست خاطرات گذشته رو ورق میزنه. الدهید توی دن دو له شباهت زیادی به عطر L’Eau از همین برند داره و همچنین شباهتهایی هم به بوی جگر مانند Chanel No5. اما اون فضای تخت الدهید توی شنل اینجا با رد نازکی از رایحۀ دودی بخور عمیق و چند بعدی شده. به سرعت در ادامۀ کار بوی واضح و واقعی شیر گرم رو حس میکنین که حالتی خوراکی مانند و لاکتوزی از خودش توی دهن بجا میذاره. یک اکورد ادویه ای و بخوری نرم در کنار فضای خوراکی مانند بادام و هلوتروپ که با طراوت بادام بسیار خوب هماهنگ میشه، نشان از این داره که به کلی توی قلمروی آلبوم عکسهای قدیمی سرج لوتانس هستیم. رایحۀ مُشک در انتهای بازیِ نُتها وارد میشه. مشک توی اکثر کارهای سرج رویکردی بسیار نرم و لطیف داره مثل پارچۀ ابریشم روی پوست.

 ایتا لیبغ دوغُنژ سیکغیسیون مَنیفیک (État Libre d’Orange Sécrétions Magnifiques)

رایحۀ فلزی این عطر که خوانشی از خون یا آب دهن به ذهن مخاطب میده، او رو از رویارویی با واقعیت نه چندان دلچسب بویی انسانی مواجه میکنه. بویی که حس میکنین بی نهایت مربوط به عیان و عریانِ انسان هست. سیکغیسیون مَنیفیک با مقادیر عظیمی از رایحه ای دریایی و فلزی و به شدت خون مانند باز میشه که همنشینی نُتهای لاکتونیک (نُت هایی که بوی لاکتوز دارن مثل نان، زردآلو، نارگیل و شیر) در کنار این فضای فلزی و دریایی بویی شبیه بوی چسب مایع داره که حس تهوع به من میده. این حاصل همنشینی اکوردها و نتهای عجیب غریبی هست که حول استخوان بندی الدهیدی چیده شدن تا خلاقیت بی حد و مرز هنرمندی چون آنتوان لی رو به نمایش بذارن. قلب عطر فضایی گـُلی، دریایی شبیه بوی جلبک و آهن و خون داره و ادامه میده تا جایی که زنبق و صمغ اوپوپوناکس به صورتی کاملا متفاوت از اونچه تابحال دیدین پدیدار میشن. همۀ این عناصر طوری کنار هم قرار گرفتن که کانسپت عطر رو ساپورت کنن.

(Histoires de Parfums Noir Patchouli)  ایستواغ دِ پغفم نواغ پچولی

این عطر رایحۀ قدیمی و کلاسیکِ گـُلی داره. یک پچولیِ ادویه ای عطر رو شروع میکنه و در کنارش بوی رز و نرگس و آلدهیدِ گازدار، که همون حس زرق و برق رو بهتون میده، از ابتدای کار کامل حس میشن و میشه گفت مسیر حرکت رو به سمت زنانگی خم میکنن. نتهای ادویه ای و آروماتیک مثل هل و ژونیپر (میوۀ سرو اُرس) ایجاد فضایی شبه-چرمی میکنن که در کنار حس فلزی گشنیز، به پچولیِ قدرتمند و گرم و شیرین این عطر خیلی میاد و حس شرقی لوکس و نابی رو بهش میده. نواغ پچولی خاکی، چرمی، گلی و ادوبه ای با ته بوی فلزی هست که گرمای بی نظیرش داره کم کم از فصل استفاده ش دور میشه. یه عطر زمستونی و بی نظیر کلاسیک.

سرژف مفیستو (Xerjoff Mefisto)

ترکیب آروماتیک و‌ مرکباتی شیک سرژف مفیستو باعث شده تا حضور بسیار موفقی در بازار ما داشته باشه. مفیستو با تکیه بر ترکیب جالب مرکبات، لاوندر و رایحه پودری زنبق و سندل وود تونسته یک عطر مدرن و خوشپوش برای بهار و تابستون آقایون باشه. در مفیستو هم بواسطه حضور لاوندر اون حالت خاص فلزی در همراهی با گسی گریپ فروت خصوصا در نیمه ابتدایی عطر نمود جالبی داره اما این تحکم با کمک بوی پودری زنبق و حالت کِرِمی سندل، خیلی خوب تعدیل شده تا ما شاهد عطری باشیم که خیلی زیبا از کلیه جهات صیقل خورده.

(État Libre d’Orange Rossy de Palma Eau de Protection) ایتا لیبغ دوغُنژ غوسی دی پالما او دی پوتِکسیون

غوسی دی پالما او دی پوتکسیون، اولین عطری بود که ایتا لیبغ دوغنژ، به اسم یک سلبریتی طراحی کرد. رُزا النا گارسیا ایچاوه، که با اسم مستعار روزی دی پالما، شناخته میشه، یه مدل و بازیگر زن اسپانیایی ـه که از دهۀ ۱۹۸۰ فعالیت هنری خودش رو شروع کرده؛ و الآن حدود ۵۵ سال سن داره. از چهرۀ نسبتاً دفرمه و نه چندان ظریف این بازیگر میتونید یه سرنخ هایی دربارۀ ساختار کلی عطری که به اسم ـش طراحی شده، به دست بیارید. غوسی دی پالما او دی پوتکسیون، سال ۲۰۰۹ روانۀ بازار شد و ترکیب عجیب و ساختارشکنی از رز و شمعدونی آهن بوی (فلزی)، ادویه ها و پچولی رو به نمایش گذاشت. برند ایتا لیبغ دوغنژ، به لگدمال کردن استانداردهای سلیقه ای در عطرسازی معروفه؛ و غوسی دی پالما رو هم از این قاعده مستثنی نکرده. فضای ابتدایی عطر، مملوء از رزهای قرمز و گرم و نبض دار در کنار پچولی گیاهی (نَه خاکی)، گزنده و کمی کثیف ـه که رایحه ای شبیه به خون تازه، روی یک بدنِ خاکی و گل آلود و عرق کرده رو تداعی میکنه. به تدریج، گرما و تپندگی رز به حاشیه میره و عطر، فضایی خشکیده و غیرعادی به خودش میگیره؛ پچولی چهرۀ کثیف تر و بی ملاحظه تری از خودش به نمایش میذاره و ادویه ها هم به کمکش میان تا در کنار هم ابر سیاه اما بی بار و بارانی رو به فضای عطر تحمیل کنن. و در نهایت، رایحه ای عجیب و تیز و خون آلود اما خشک و سرد و بی تپش، به جا می مونه.


*کتون ها دسته ای از ترکیبات شیمیایی دارای گروه کربونیل هستند که بطور کل در بعضی خواص مشابه با آلدهید و در برخی خواص متفاوت عمل میکنند.

نویسنده مطلب: نوشین

7 دیدگاه در “روایح فلزی در عطرسازی

  • فرشید

    (اسفند ۲۵, ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۲ ب.ظ)

    Prada carbon

  • کیوان

    (اسفند ۲۱, ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۰ ق.ظ)

    👍👍👍

  • shahin

    (اسفند ۲۱, ۱۳۹۷ - ۸:۰۶ ق.ظ)

    متن بسیار جالب و آموزنده ای بود. من از شنل پلاتینوم اگوییست و همچنین کرید سیلور مونتین واتر هم یک تم فلزی میگیرم که خیلی حالبه و به هر دو عطر کاراکتر میده. البته جالبه که این دو عطر اصلا ذکر نشدن تو این لیست.

    • نوشین

      (اسفند ۲۱, ۱۳۹۷ - ۸:۴۹ ق.ظ)

      بله عطر با این بکگراند بویایی کم نیست. منتهی چند مورد رو برای نمونه معرفی کردیم. و با اشاره به عناصر ایجاد کننده ی این سبک رایحه، قضاوت رو در سایر موارد به عهده مخاطب گذاشتیم. برای مثال در شنل پلاتینیوم اگوییست هم لاوندر و هم ژرانیوم نقش پررنگی دارند.

      • shahin

        (اسفند ۲۱, ۱۳۹۷ - ۹:۱۶ ق.ظ)

        مجددا ممنون از اینکه وقت میذارید و این همه مطالب آموزنده رو تهیه میکنید. من شخصا این قبیل پست ها رو خیلی بیشتر دوست دارم تا بررسی/ ریویو یه عطر (اگرچه اون ها هم خیلی خوبن).

  • sali1986

    (اسفند ۲۰, ۱۳۹۷ - ۷:۵۷ ب.ظ)

    مرسی عالی👍

  • حامد

    (اسفند ۲۰, ۱۳۹۷ - ۲:۲۲ ب.ظ)

    ممنون از توضیحات جامع و کاملتون. خیلی عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *