ماتادور و گاو باکره (بررسی عطر Etat Libre d’Orange Vierges et Toreros)

ایتا لیبغ دوغُنژ ویِغژیز اِت توغِغوس (Etat Libre d’Orange Vierges et Toreros)

خصوصیات برتر: چرمی، ادویه ای، گُلی 

جنسیت: مردانه 

فصول استفاده: پاییز و زمستان

.

.

.

.

.

.


تو این پست میخوام دربارۀ یک عطر دیگه از برند ایتا لیبغ دوغُنژ صحبت کنم که کانسپت یا ایدۀ ساختش، با سنت گاوبازی اسپانیا و مشخصاً، تورئو  در ارتباط ـه. گاوبازی تورئو، یکی از سنت های دیرین اسپانیا و نماد فرهنگی این کشور به شمار میاد و مضامین اجتماعی، مذهبی و فرهنگی متعددی رو بازنمایی میکنه. 

در این سبک از گاوبازی، گاوهایی به بازی میان که نَر باشن، نهایتاً چهار یا پنج ساله باشن، در کشتزارهای محصور و دور از هر نوع ماشین و فناوری مصنوعی پرورش پیدا کرده باشن (یا به عبارتی به صورت اُرگانیک رشد کرده باشن)، هیچ رابطۀ جنسی ای با گاو دیگه ای نداشته باشن (اصطلاحاً به گاوهایی که سابقۀ رابطۀ جنسی نداشته باشن، “گاو باکره” گفته میشه، حتی اگر اون گاو نَر باشه)، و تا زمان مسابقه ماتادور و شِنل قرمز رنگ معروف اون رو ندیده باشن! در آخر مسابقه هم اگر ماتادور در طول درگیری با گاو زنده بمونه، شمشیرش رو بین دو کتف گاو فرو میبره و قلب ـش رو از داخل پاره میکنه. این ضربه اگرچه قطعاً کُشنده ـست و گاو هیچ شانسی برای زنده موندن نداره، اما مدتی طول میکشه تا جون بطور کامل از بدن حیوون بیرون بره و مسابقه تموم شه. بخاطر این حجم از خشونت و بی رحمی، گاوبازی به عنوان یه رویداد غیرانسانی و خونین شناخته میشه و بسیاری خواهان ممنوعیت کامل این رویداد هستن. اما عدۀ دیگه ای معتقدن که گاوبازی یک سنت دیرینه و میراث باستانی ـه و ممنوعیت اون به مثابه حذف قطعه ای بزرگ از فرهنگ و تاریخ اسپانیاست. در نتیجه هنوز هم در اسپانیا، جنوب فرانسه و  برخی از کشورهای آمریکای جنوبی مثل مکزیک، گاوبازهایی هستن که آزادانه قلب گاوها رو پاره میکنن و خونشون رو روی شِن های میدان مبارزه میریزن. البته بعضی از گاوها به دلیل مهارت و توانایی خارق العاده ای که در میدان از خودشون نشون میدن، مشمول عفو میشن و به زندگی عادی برمیگردن.

گاوبازی تورئو در اسپانیا یک سنت مهم و تاریخی ـه و پیدایش و شیوع اون بی حکمت و سبب نبوده. اقوام و گروه های مختلف، تعابیر و تفاسیر متفاوتی برای این رویداد معرفی کردن و بر این باور هستن که میان گاو و گاوباز یک رابطۀ نمادین در جریان ـه که ریشه های مذهبی، فرهنگی و اجتماعی داره. بعضی ها عقیده دارن که گاو، نماد شَر و گاوباز نمادِ خیر در دنیاست و در میدان نبرد، نیکی به مبارزه با پلیدی می ایسته و در آخر، یکی از پا در میاد! برای همین، مسابقه ها رو معمولاً در ساعات ۵ یا ۶ عصر برگزار میکنن که نیمی از زمین رو نور خورشید و نیم دیگر رو سایه پوشانده باشه و تقابل سیاهی و روشنی در زمین تجلی پیدا کنه. عدۀ دیگه ای معتقدن که گاوبازی، یک سنت مذهبی ـه و قتل گاو در زمین نبرد، در حقیقت به مثابه تقدیم یک قربانی به خداوند بزرگ ـه! اما رویکرد دیگه ای هم به گاوبازی وجود داره که مشخصاً هدف سازندۀ عطری بوده که الآن میخوام درباره ـش صحبت کنم. گروه دیگه باور دارن که گاوباز و گاو در زمین بازی، نماد جنس مرد و جنس زن در جامعه هستن! یعنی گاوباز، جایگاه مرد در جامعه و گاو هم جایگاه زن در جامعه رو بازنمایی میکنه.

جامعۀ اسپانیا و خصوصاً قشر سنت گرا، زن ها رو در جایگاه و مرتبه ای پایین تر از مردها می بینه و معتقده که یک زن در تمام طول زندگی ـش باید در کنترل و قید پدر یا همسرش باشه. خانواده های سنت گرا، زن رو در محیط بستۀ خانه و برای نقش همسری و مادری پرورش میدن و باور دارن که وظیفۀ زن، کار در خانه و وظیفۀ مرد، کار و زندگی در بیرون از خانه ـست و اگر مردها برای خانواده ـشون خانه و زندگی ای به راه انداختن و شب ها به همون خانه برمیگردن، هدف ـشون صرفاً کنترل زن و دخترها و خواهرهاشون ـه! در همچین جامعه ای، بکارت زن یک ارزش واجب تلقی میشه و نجابت زنان رو با بکارت و سابقۀ رابطۀ جنسی ـشون قضاوت میکنن. مسئولیت حفاظت و حراست از بکارت و نجابت زن هم بر عهدۀ مردان خانواده ـست (حالا یا پدر یا برادر یا همسر) و اگر نجابت/ بکارت زن لکه دار بشه، آبروی مردان خانواده میره و برچسب بی غیرتی و بی عاری به اون خانواده زده میشه. اسپانیایی های سنت گرا عقیده دارن که جنس زن، یک موجود اغواگر، سکس طلب و بی قیدِ بالفطره ـست که اگر تحت کنترل نباشه، میل و نیروی جنسی ـش زندگی خودش و خانواده های دیگه رو به آلودگی و فساد میکشونه! بنابراین، زن ها و فعالیت های جنسی ـشون همیشه باید تحت کنترل و در بَند مردان خانواده باشن؛ و زن ها تنها پس از ازدواج مجاز به تجربۀ فعالیت های جنسی هستن. (آشناست، نه؟)

.

گاوهایی که در مسابقه های تورئو حاضر میشن، از بسیاری جهات به زن اسپانیایی شباهت دارند. این گاوها، از بدو تولد در کشتزارهای محصور و به دور از تجربه های زندگی واقعی نگهداری میشن، هیچ کاربردی جز قربانی شدن برای نمایش اقتدار جنس مرد و توانایی اون در کنترل یک موجود زنده ندارن، در زمان حضور در میدان مبارزه باکره و اصطلاحاً “نجیب” هستن، تا قبل از مسابقه ماتادورها و شنل های معروف ـشون رو ملاقات نمیکنن، و چهار یا پنج سال در انزوای کامل و در حالی که امیال غریزی ـشون سرکوب میشه، زندگی میکنن! پرورش دهنده ها و ماتادورها هم میدونن که این موجودات زنده به دلیل دوری از دنیای واقعی، نسبت به محرک های محیطی حساسیت غیرعادی دارن و با کوچکترین عامل، تحریک و تهییج میشن؛ پس باید توسط یک مرد (ماتادور) قدرتمند و برتر مهار بشن. در نهایت هم این گاوها در یک عرصۀ بزرگ و استرس آور، در مقابل مردی قرار میگیرن که هدف، مسئولیت و وظیفه ـش اینه که گاوها رو به بند بکشه و مهار کنه!

.

در نتیجه، طبق این نظر و تعبیر، گاو/ زن در یک رویداد نمادین توسط گاوباز/ مرد به بند و تقیّد در میاد و مهر تأییدی به صحّت ساختار و سلسله مراتب جنسیتی در سنت اجتماعی اسپانیا میخوره.

عطری که این بار برای بررسی انتخاب کردم، بازنمون تقابل و رویارویی یک گاوباز و یک گاوه که در مقام یک زن در میدان حاضر میشه!

اگر ازتون بپرسم نمادهای مردانگی و زنانگی در دنیای عطرها کدوم رایحه ها هستن، چی جواب میدین؟ احتمالاً چرم رو نماد جنس مرد و یاس یا مریم رو برای جنس زن نام میبرین. توی عطر “ویِغژیز اِت توغِغوس” از برند ایتا لیبغ دوغُنژ هم دو نُت چرم و مریم در مقابل همدیگه قرار گرفتن و بَناست که شاهد یه نبرد باشیم.

اگر این عطر رو تست نکرده باشید، احتمالاً تصورتون اینه که رایحۀ مریم، در شمایل یک قدیسۀ باکره و نورانی در برابر رایحۀ سخت، خشونت آلود و تیرۀ چرم از پا درمیاد و در نهایت پیکرش با لباس سفیدی که به خون و خاک آلوده شده، کِشان کِشان از عرصه بیرون بُرده میشه.

اگر تصورتون اینه، اشتباه میکنین! مریم توی این عطر، یک زن آزاد و سنت شکن ـه با وجوه تیز و گاهی زننده که غریزه های طبیعی ـش، آزادن!

این عطر با رایحۀ عجیب و نسبتاً غیرتکراری ای از چرم شروع میشه؛ یک چرم بافت دار، فرآوری شده، واکس و روغن خورده، شیک و تیره؛ مثل موقعی که بینی ـتون رو داخل یه کیف چرم فرو میبرین و به دلیل خشکی بیش از حد اون رایحه، حتی نمی تونین یک دَم رو تا آخر به ریه بفرستین. در حقیقت، انگار با یه ماتادور جوان و تازه کار طرف هستیم که به جای مهارت و مبارزه، برای ظاهر و پوشش ـش در میدان اولویت و ارجحیت بیشتری قائل میشه. این رایحه با رگه های تند، تیز و گرم ادویه ای همراه ـه که مثل یک جور ناخالصی مؤثر، خلوص و صافی رایحۀ چرم رو آلوده میکنه و اجازه نمیده که اون چرم مدرن و پرداخته شده، نمای واقعی خودش رو نشون بده.

بعد از مدتی، مریم با رایحه ای گرم، نسبتاً کلاسیک و کمی ایندولیک در برابر چرم قرار میگیره و نبرد آغاز میشه. این دو ترکیب، قوای تقریباً برابر با هم دارن و هیچکدوم بر دیگری چیره نیست. انگار این گاو (مریم)، از اون دسته گاوهاست که به دلیل مهارت و توانایی خارق العاده ـشون در میدان، از ضرب شمشیر گاوباز (چرم) مصون میمونن، قربانی نمیشن و به زندگی عادی برمیگردن! مریم نه تنها در برابر چرم از پا در نمیاد، بلکه کاملاً مقتدرانه و صبور در مقابل ـش می ایسته و با همراهی رایحه های ادویه ای، ماسک شیک و مدرنی رو که به چهرۀ ماتادور چرم پوش جوان بوده، از صورتش برمیداره و اون رو به یک گاوباز باتجربه و کارکُشته با بدن خسته، عرق کرده و کمی خون آلود تبدیل میکنه!

ترکیب کلی این عطر بر پایۀ چرم، ادویه و روایح فلورال قدیمی بنا شده که در کنار هم یک صورت کاملاً مردانۀ شِبه کلاسیک برای عطر میسازن. چرم اگرچه در ابتدا وجهه ای شیک و مدرن از خودش نشون میده، اما به تدریج در ترکیب با ادویه های گرم و مریم، رایحه ای جاافتاده تر و سن و سال دار تر پیدا میکنه و ترکیب نهایی به سوی فضایی قدیمی و نوستالژیک سیر میکنه. انگار که ماتادور، در طول مسابقه و در همان میدان مبارزه، از یک جوان خوش پوش، پرادعا، بشّاش و شیک به یک گاوباز پیر و باتجربه تبدیل شده که گوشه های چشم و بینی ـش چروک افتاده و یک غشای نیمه شفاف روی عنبیۀ چشم هاش رو پوشونده و تار کرده. انگار این ماتادور پیر از مبارزه با گاوها و زن ها به کل دست کشیده، شمشیرش رو به نشانۀ صلح به دست زن میده و تن داغ، عرق کرده و خونین ـش رو به کنار زن میکِشه و شانه به شانه ـش می ایسته.

ویغژیز ات توغغوس مشخصاً یک عطر مردونه ـست و برای استایل رسمی با کت و شلوار قهوه ای یا طوسی و کفش های چرم مناسب ـه. طبع این عطر، گرم و طعم ـش، تلخ ـه. بنابراین به روز و شب های سرد پاییز و زمستان، خوش می نشینه، و احتمالاً تو هوای گرم، خودتون و اطرافیانتون رو خفه کنه! ماندگاری خیلی خوبی داره و قدرت پخش ـش هم متوسط رو به بالاست.

اگر با عطرهای سبک نیمه کلاسیک رابطۀ خوبی دارین، این عطر حتماً راضی ـتون میکنه.

نویسنده مطلب: سحر

10 دیدگاه در “ماتادور و گاو باکره (بررسی عطر Etat Libre d’Orange Vierges et Toreros)

  • Shahin

    (مرداد ۲۷, ۱۳۹۸ - ۴:۲۴ ب.ظ)

    ممنون از ریویو خیلی خوب…کلی چیز یاد گرفتیم. برند خیلی جالبیه هر چند که شخصا جرات ندارم سمت خیلی از کاراش برم. برام سواله برندی که عطرایی این چنینی میزنه چه فلسفه ای پشت یه سری از کارای ساده و همه پسندش مثل you or someone like you هست

  • Xiaco21

    (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۴:۰۰ ب.ظ)

    👏🏻👏🏻

  • زمان پور

    (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۳:۳۵ ب.ظ)

    ممنونم از خانم سحر بخاطر بررسی عطر مردانه از این برند 💐 خیلی مفید هست منتظر بررسی های بعدس شما از این برند و عطرای دیگه هستم🙏سپاس

    • سحر

      (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۴:۲۰ ب.ظ)

      خواهش میکنم
      به زودی بقیۀ کارهای این برند رو که در دسترس هستند هم بررسی میکنیم 🌸🙏🏻

  • salar1986

    (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۳:۲۵ ب.ظ)

    جزو معدود برندهایی هست که جدا از تبلیغ های بدی که در موردش میکنن تک تک کارهاش کانسپتی متفاوت و قابل تامل داره … منکه ۴،۳ تا از کارهاشو واقعاً دوست دارم.

    • سحر

      (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۴:۲۰ ب.ظ)

      👌🏻👌🏻👌🏻

  • کیوان

    (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۳:۲۳ ب.ظ)

    درود بر شما برای این مقاله زیبا 👍👍🌹🌹🙏🙏
    شما هم مثل من به نظر می رسه از طرفدار های این برند دوست داشتنی هستید👍👍
    شروعش با اون چرم خشن برام خیلی دلپذیره

    • سحر

      (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۴:۲۱ ب.ظ)

      بله این برند برند موردعلاقۀ من هم هست

  • salar1986

    (مرداد ۲۶, ۱۳۹۸ - ۳:۱۶ ب.ظ)

    مرسی سحر جان عالی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *