جنگل نئونی – بررسی یک عطر

وَگـَباند پرینس – اِنچـَنتـِد فارست (The Vagabond Prince – Enchanted Forest)

خصوصیات برتر: میوه ای، چوبی، آروماتیک، ادویه ای

جنسیت: مشترک بین مرد و زن

فصول استفاده: ترجیحاً فصول سرد و هوای خنک


کاملا مطمئن نیستم اما فکر کنم پای من به دنیای عطرهای نیش با عطری شروع شد که الان دارین راجع بهش میخونین. فکر کنم حدود هفت سال پیش بود که با تولید این عطر، سایت فرگرنتیکا یک قرعه کشی برگذار کرد و به چند نفر برنده سمپل این عطر رو هدیه داد. این اولین قرعه کشی زندگیم بود، و اولین باری که که توش برنده شدم! یادمه با همه عطرهایی که تا اون زمان داشتم و بو کرده بودم فرق داشت. حقیقت اینه که این عطر به کلی با هر چی که تا به امروز تست کردم و شناختم فرق داره و هنوز هر بار که تست میکنم برام تازگی داره.

برای اون دسته که خبر ندارن بگم که این برند یک برند آمریکایی هست و صاحبانش هم همون آقا و خانمی هستن که اسمشون رو بین لیست کادر سایت فرگرنتیکا به عنوان ادمین های سایت میبینین. در واقع این عطر یه جورایی مال فرگرنتیکاست و به دست برتراند دوشافو ساخته شده.

برتراند دوشافو رو اگر بخوام با یک هنرمند مقایسه کنم باید هنری ماتیس و کـِیت هرینگ رو با هم تلفیق کنم. جسارت هنری ماتیس (Henri Matisse) در تکنیکهای آزادانه ی رنگ و نقوش که در عین آشنا بودن، عجیب و غریب به نظر میرسن و انگار عدم درکِ آزادی دید نقاش توسط بیننده، براش ذره ای هم اهمیت نداره. عین همین جسارت و شلوغی عناصر ترکیب و آشنا زدایی با فرمهای تغییر یافته رو توی کارهای برتراند دوشافو هم میبینین. ترکیبات این عطرساز به طور دوست داشتی شلخته و آشفته هستن اما طوری که آزار دهنده نیستن و دوست داشتنی هستن. از طرف دیگه قدرت بازی با رنگهای اصلی و براق تو کارهای شاد و داستان گونه ی کیت هرینگ (Keith Haring) هم با دوز بالای عناصری که مثل تابلوی نئون تو چشم میان و نمیشه نادیده گرفتشون، تو کارهای برتراند دوشافو، نمود میکنه.

سمت راست یک نقاشی از هنری ماتیس، سمت چپ یک نقاشی از کیت هرینگ

مثل همه کارهای دوشافو، شروعی از عناصری که قسم میخوری اسم تک تکشون نوک زبونته اما نمیتونی با اطمینان نام ببری، شما رو دعوت میکنه در جنگلی پلاستیکی با رنگهای شارپ و نئونی قدم بذارین. از ابتدای این جنگلِ تاریک تا انتهاش، روایح میوه ای و اگزوتیک شما رو همراهی میکنن تا به چوبها و صمغ ها میرسین. رایحه ای گازدار، شیرین، ملس و تازه، شبیه بوی انبه و انگور فرنگی سیاه و شکوفه میوه جات و شامپاین و شراب ابتدای این عطر هستن. ترکیب به طرز ماهرانه ای کدگذاری شده و شروع عناصر به هم بافته شدن. اگه بخوام با یک کلمه این شروع رو تصویر سازی کنم میگم همون حس، بو و مزه ی عجیبی رو یادتون میندازه که هنگام خوردن انبه تازه تجربه میکنین.

روند سیر این عطر از شروع به فرود خطی هست و تغییر بسیار وسیعی رو حس نمیکنین. پایانش حالتی جدی تر داره و بوی صمغی و نیمه سوخته و کمی تاریک، از شیطنت و خنده های شروعش کم میکنه. در حالت کلی عطر کاراکتری مثبت و شاد و پرانرژی داره و کژوال هست. کاراکتر بسیار بارزی داره اما برای عطر امضا بودن زیادی خودنماست. مرز جنسیتش مبهمه و دلیلش استفاده بیش از حدِ نُتهای میوه ای توت مانند و خوشمزه هست که کاملا محیط زنونه رو تصویر میکنن اما در همنشینی با بوی مشروبی و نُتهای صمغی و چوبی فضا کمی هم مردونه میشه. از سر تا ته، داد میزنه “هی من اینجام”. حضورش رو با قدرت پخش بالا، موندگاری خوب بدون اینکه روی پوست بماسه و همچنین با رایحه منحصر بفردی که حتی ناخواسته جلب توجه میکنه، ابراز میداره. نمونه ی همچین بازی پرقدرتی رو پیشتر تو یک عطر دیگه از این هنرمند دیده بودیم، یادتونه؟ اُستارا از برند پنهَـلگُنز.

★★★★

نقاط قوت:

  • موندگاری بالا
  • نشر بوی قدرتمند
  • شیشه بسیار زیبا

نقات ضعف:

  • مرز مبهم جنسیتی
  • قیمت نسبتا بالا/کمیاب

نویسنده مطلب: کیوان

Carpe Odor

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *