Serge Lutens

تصویر
سرج لوتانس فلوغ دوغانژی (نسخه‌ای که در شیشه‌های مستطیلی (نَه بِل جار) پُر شده)، یه عطر گل‌محور با کاراکتر کاملاً زنانه و شرقی‌ـه که توسط کریستوفر شلدریک – عطار ثابت برند سرج لوتانس – ساخته شد و در سال 2003 به بازارهای بین‌المللی رسید.
تصویر
ارسال شده توسط Sahar.Pourhashemi در چهارشنبه، 1399/07/16 - 18:03
.جمله‌ای که بالا خوندین، شعار تبلیغاتی عطر سرج لوتانس لوو یا LOUVE بود؛ و باید اقرار کنم من یکی از همون مخاطب‌های برند بودم که این شعار در کسری از ثانیه روم تأثیر گذاشت و متقاعدم کرد که لوو رو بلایندبای (blind-buy یا خرید بدون تست) کنم!
تصویر
ارسال شده توسط Keyvan Mashhadi در شنبه، 1397/11/27 - 01:04
برند سرج لوتانس این اواخر با تغییراتی توی مجموعه عطرهاش و دسته بندی ها و شیشه های جدید سرج لوتانس حسابی زیر ذره بین رسانه ها قرار گرفته. همین چند وقت پیش بود که مجموعه "آسمان خراش" با شیشه های سیاه و بلند قامتش خبرنگاران رسانه های مُد و عطر رو جلوی پلاک 142 خیابان Galerie de Valois جایی که بوتیک Les Salons du Palais Royal قرار داره، جمع کرد. هنوز مرکب اون خبر خشک نشده بود که خبردار شدیم باز هم در بوتیک این برند اتفاقاتی در حال رخ دادن هست.
تصویر
ارسال شده توسط Keyvan Mashhadi در شنبه، 1397/11/06 - 12:24
صحبت از بخور و دود کردیم و اشاره ای هم به لا میغ از سرج لوتانس داشتیم. این عطر رو باید توی جمع عطرهای بخوری که توی این پست درباره شون مختصراً نوشتم، عضوی جدامانده دونست چرا که در قیاس با اونهای دیگه مسیری متفاوت رو طی میکنه و یک نُت برتر رو کم داره: صمغ کـُندُر. بنابراین فضای این عطر به اون شکل که تو ذهن داریم به عطرهای کلیسایی و فضای ربّانی و دینی نمیخوره، با این حال اتصالش به این فضا رو به نحوی محکم نگه میداره. مثل شیطانی که از آستانی مقدس رانده شده.
تصویر
ارسال شده توسط Keyvan Mashhadi در سه شنبه، 1397/08/01 - 10:44
طی سالهای اخیر شاهد اتفاقات بنیادی توی برند سرج لوتانس هستیم. این برند با کارنامه موفق و رزومه پر و پیمونی که از سال 1992 ارائه داده تو مسیر مشخصی تو دنیای عطرای لوکس قدم برمیداره و بخاطر تنوع و خلاقیتی که تو ساخت برخی عطرهاش داشته اون رو به عنوان یک مرجع برای خیلی از عطرها میشناسن.
تصویر
ارسال شده توسط Keyvan Mashhadi در چهارشنبه، 1397/02/05 - 00:47
ترجمه اسم این عطر شاید براتون تعجب آور باشه: جوراب ابریشمی! بهترین مرجع برای اینکه بفهمیم لوتانس با چه هدفی عطراش رو اسم گذاری میکنه سایت خودش هست، جایی که خود هنرمند برای هر عطرش توصیفی کوتاه و رمزگونه نوشته. توی قستی از این توصیف کوتاه در مورد با دو سوا میگه: انگشتان ظریف با احتیاط جوراب رو روی پا سُر میدهند، از قورک پا تا کشاله... خود آن زن، با بوی زنبق و سنبل توجه ما را به خود جلب میکند...
تصویر
ارسال شده توسط Keyvan Mashhadi در سه شنبه، 1396/12/08 - 22:41
موسک کوبلای خان برای من حکم دروازه خیبر رو داشت. سنگین بود از این در رد شدن، و زحمت زیادی داشت تا بشه باهاش اُخت گرفت اما وقتی این در رو باز کردم دیگه بقیه درها خود به خود باز شدن. ورود به دنیای عطرهای انیمالیک از دروازه ای چنین ستبر از مستحباته! یادمه اولین باری که تستش کردم رایحۀ سهمگینش از هر عطری برام سنگینتر بود. حتی مشک طبیعی هم به هیبت این عطر نمیرسید. نگو این صرفا بخاطر ناآشنایی من با نُتهای انیمالیک بود.
تصویر
ارسال شده توسط mosix در پنجشنبه، 1396/10/21 - 00:15
بیاین صادقانه برخورد کنیم. برند سغژ لوتانس از همون ابتدای فعالیتش برندی بوده که کاری با عرف بازار نداشته و هنوز هم نداره. آقای لوتانس کاری رو که دوست داره انجام میده و با کمک عطرساز بسیار خبره اش یعنی کریستوفر شلدریک هر چیزی رو که بخواد و تو ذهنش باشه میسازه و کاری هم با اینکه دیگران خوششون میاد یا نه نداره! اگر با این قضیه مشکل دارین راهتونو کج کنین و سمت دیگه ای برین! برندهای زیادی هستن که طبعا با دیدگاه، انتظارات و سلیقه شما همخونی دارن. کارهای این برند غالبا بدلیل ساختار شکن بودنشون و همینطور استفاده پر رنگ و جاه طلبانه از نت ها، معمولا باب پسند بسیاری از افراد قرار نمیگیرن.
تصویر
ارسال شده توسط Keyvan Mashhadi در چهارشنبه، 1396/08/03 - 00:45
چه که بودیم تعطیلات تابستون و دریا توی پلاژی که بیرون شهر بود روشنتر بود و رویایی تر. پلاژی بود چند کیلومتر بیرون شهر که معمولا افرادی که وضع مالی خوبی داشتن میرفتن. پرسپکتیو وسیعی از ساحلِ ماسه ای نرم فاصله مینداخت بین دریا و اراضی کمی دورتر که با ارتفاع کمی بالاتر از دریا قرار داشت. زمینهایی که توسط کاجهای غول آسایی تسخیر شده بود که زیر سایۀ تاریک و آرامش بخششون هزاران جیرجیرک مهمون بودن. پهنۀ ساحل عریض بود و طلایی و اینقدر جا برای همه بود که کسی به آسایش سایۀ کاجها پناه نیاره. اما من، من عادت داشتم تنها و فارغ از دیگران زیر کاجهای کهن پرسه بزنم.
تصویر
ارسال شده توسط Keyvan Mashhadi در یکشنبه، 1396/06/26 - 18:59
تابستون 68 بود و ما عاری از هر گونه دغدغه و نگرانی از پس لرزه های جنگ هشت ساله. بزرگترین و تنها رسالتمون این بود که صبح علی الطلوع بدون اجازه بزرگترها از دیوار پشتی خانه بپریم و بزنیم به دریا. پدربزرگ اما پیش از ما بیدار بود و از روی تراس مشرف به دریا ساحل رو میپایید که ما نافرمانی نکنیم! کل روز رو زیر سایۀ درخت تنومند انجیری میگذروندیم که از میوه های دوردستش فقط لهیده ها و گنجشک خورده های زخمی که سقوط میکردن روی سر ما نصیبمون میشد. مگر پدر یا دایی جان بعد از کار ظهر میومدن خونه تا از شاخه های بالایی چندتا برای سفره نهار میچیدن...