
چند راه وجود داره که یک باغ و فضای آرامش بخشش رو بدون آنجا بودن بشه تجربه کرد؟ یک تابلوی نقاشی مثل برکه نیوفر آبی اثر کلود مونه. یا یک قطعه کلاسیک موسیقایی مثل “گل داوودی اثر پوچینی“. و یا یک عطر ناب با ادای احترام به طبیعت، مثل بوتگا ونتا ماگنولیا.
بوتگا ونتا ماگنولیا عطریه که سه کلیدواژۀ حساس به شهوت بویاییِ من رو در یک شیشه گرد آورده. یکُم، خود برند بوتگا ونتا که یکی از مورد احترامترین برندهاست. دوم گل ماگنولیا که عشقش به خاطرات کودکی من در خیابون کازینوی رامسر و بلوار گلسار رشت گره خورده. و سوم میشل المایراک، عطرسازی که آرزو دارم یک روز سعادت بوسیدن بینیش نصیبم بشه.
بوتگا ونتا ماگنولیا از لاین پارکو پالادیانو

عطر بوتگا ونتا ماگنولیا یکی از عطرهای مجموعۀ فاخر این برندِ مُد و فَشن ایتالیایی هست که با نام مجموعۀ پارکو پالادیانو (Parco Palladiano به معنی باغِ کاخ¹) شناخته میشه. این مجموعه تا الان که این پست رو مینویسم شامل ۱۵ عطر میشه و ماگنولیا اولین عطرشه.
عطری که در یک کلام میشه گفت وفادارترین شاهکار عطرسازی به رایحۀ واقعی گل ماگنولیاست، اونچنان که گویی به دست طبیعت خلق شده؛ بی کم و زیاد. در یک کلام Pure Excellence.
ایدۀ ساخت این عطر و سایر عطرهای این مجموعه از گیاهان، گلها و بوتههایی گرفته شده که باغهای کاخها و سراهای ایتالیایی رو آذین میکنن.

فضای بویایی بوتگا ونتا ماگنولیا
بوتگا ونتا ماگنولیا یک ترکیب گُلی، مُشکی و مرکباتیست که رایحۀ گل ماگنولیا در این عطر از هر عطر دیگه با محوریّت این گل به بوی واقعی این گل در طبیعت نزدیکتره.
ماگنولیا درختی هست که تو اواسط بهار گل میده. گلهای بزرگ و سفید با گلبرگهایی پهن که بافت مخملی و نرمی دارن. این گل جزو اون دسته از گلهاست که روی درخت خیلی خوشبو هست اما چند ساعت پس از چیدن، رایحۀ گازدار و کافورمانندی پیدا میکنه که چندان مطلوب نیست.
رایحۀ این گل در حالت طبیعی فضایی شیرین بسیار ملایم، انیمالیک، سبز و گازدار خفیف، عسلمانند، خیلی کم ادویهای، و شبیه به بوی بنفشه اما با وجوه خاک گرفتهست. مجموع این وجوه، پارادوکس مینیمال و جالبی رو میسازه که از یک طرف تاکید روی لوکسگرایی اصیل و اشرافی – بدون زرق و برق اضافی و به رخ کشیدن – میکنه، و از طرف دیگه صمیمیّتی روستایی داره. مثل یک ویلا یا سرای اشرافی تو مناطق دور از شهر.
نُتهای بوتگا ونتا ماگنولیا
همونطور که بالاتر اشارهای ریز کردم، محوریّت این عطر بر پایۀ گل ماگنولیاست – به واقعیترین حالتش، اونچنان که تو طبیعت بو میکنین. جدا از ماگنولیا میشه به ترتیب اولویت به گریپ فروت، مُشک سفید، موگه (Lily of the Valley)، آیزو ای سوپر و برگاموت اشاره کرد.
در نتیجه شاهکار جناب میشل آلمایراک که به درخواست مدیر خلاقیتهای برند – آقای توماس مایر – ساخته، رایحهای سبز، گـُلی، کمی صابونی، و شفافه مثل آسمان آبی. مثل وقتی که همۀ نظم طبیعت به والاترین شکوه خودش برقراره، آسمون و زمین در افقی دور به رنگ آبی روشن به هم وصل میشن، و خورشید براق روی پهنۀ کبودِ آسمون مثل اولین گل شکوفا شدۀ ماگنولیا لابلای سبز یَشمیِ برگهای بزرگ درخت خودنمایی میکنه.
رایحهای روستایی و لوکس در بوتگا ونتا ماگنولیا
رایحۀ بوتگا ونتا ماگنولیا شما رو شدیداً متعجب میکنه؛ نه با رایحۀ زیباش، بلکه با بکار بردن بُعد انیمالیک/ایندولیکِ گـُلیِ ماگنولیا در این عطر. چرا که این رایحۀ واقعگرا شما رو از اون فضای لوکس، لوس، ملوس و دخترونه و مُد روزی که با لباسها و استایلِ مینیمالِ خورۀ اینستگرام که تصور میکنین دور میکنه.
فضایی روستاییمأبانه تو بطن لوکسش وجود داره که صیقل خورده و شهری نیست. بلکه با وجوه انیمالیکش امضای بسیار مشخصی رو به نمایش میذاره. درست عین همون فضایی که توی عطر ماگنولیا-محورِ هرمس دیده میشه.
با این عطر شما از شهروندِ وضع-خوب که از کفش و پاچۀ تا خوردۀ شلوارش و لیوان کاغذیِ قهوهاش تو اینستگرام عکس میذاره، کمی فاصله دارین. شما یک آدم متومل هستید که نیازی به عرض اندام و پولدار نشون دادنِ خودش نداره، برعکس، کاملاً و در نهایت تواضع، فقط به فکر اینه که از زندگی اونطور که خودش دوست داره لذت ببره.
مسلماً چندین برابر بیش از لباسهای مارکدار و حساب پروفایل شما، رفتار و سبک زندگیتون، سطح فرهنگ و دیدتون به زندگی و ثروت رو فاش میکنه.
به قول دوستی، “کسی که ماهی میخوره، نمیخوره تا سیر بشه، اون دنبال حظِ چشایی و لذت از غذایی هست که میل میکنه. حظ برای این شخص یک معیار کمّی هست. اما کسی که همبرگر دوبل سفارش میده با سیبزمینی و نوشابه سایز بزرگ، میخواد سیر شه، چرا که برای این شخص حظ معیار کمّی داره”.
و به این گونه بوتگا ونتا ماگنولیا خط قرمز شدیدی میکشه که معیارهای سنجش کمّیِ کیفیت – مثل موندگاری و نشر بو – خارج از خطش، و معیارهای کیفی – مثل رایحۀ بی شیله پیله، شفاف و صمیمی و در عین حال لوکس و مایهداری – در طرف خودیِ خطش قرار میگیرن.

استایلِ بوتگا ونتا ماگنولیا
بوتگا ونتا ماگنولیا جزو اون دسته عطراست که فارغ از جنسیت عمل میکنه و بیشتر از اینکه بوی مرد یا زن باشه، بوی طبیعته. درست مثل گوچی ممواغ دون ادوغ.
از نظر استایل این عطر روی پوستهای سبزه و گندمگون بیشتر خودنمایی میکنه تا پوستهای روشن و مودب! یه حالت وحشیِ روستاییطور داره اما بومی و محلی نیست. بیشتر شبیه کسیه که تو کلانشهر زندگی مرفهی داره و برای تعطیلاتش به ویلای روستایی خانوادگیش که از دو نسل قبل تا امروز حفاظت شده سفر میکنه.
قبلاً چند بار برای عطرهای مشابه این مثال رو زدم که این عطرها مال کسایی هستن که ذاتاً مایهداری از ظاهرشون پیداست و نیازی به عرض اندام و به رخ کشیدن تموّل و داراییشون ندارن.
بوتگا ونتا ماگنولیا عطر لباسِ تابستونیِ کنفی و کتانِ بافت درشت و روستاییمأبانه هست. عطر استایل خودمونی و شل و در عین حال لوکس و تر و تمیز. بهترین نمونه برای این استایل رو تو یکی از برندهای خیلی خوب تُرک زیاد دیدم، به نام YARGICI.
اینهایی که گفتم با در نظر گرفتن زنانه بودن استایل بود. برای آقایون این عطر چیز چندان متفاوتی نیست. دقت داشته باشین که هر چی میپوشین باید هم روی استایل کژوال مردونه و هم روی شیکپوشی و لوکس بودن تاکید کنه.
مثلاً شلوار کتان رنگ روشن و پیراهن اسپرت و یه کمربند چرمی و احتمالا کفش کالج و یه بافتنی نازک روی دوش که روی استایل خودمونی و آخرهفتهای تاکید کنه میتونه به راحتی با این عطر هماهنگ بشه.
پرفورمنس بوتگا ونتا ماگنولیا
از نظر مانایی این عطر موندگاری متوسط داره. یعنی چیزی حدود ۴ تا ۵ ساعت روی پوست من. شاید روی پوست زنونه ماجرایی متفاوت رو رقم بزنه.
از نظر نشر بو، همین ماندگاری متوسط برابری میکنه با دو ساعت نشر بوی واضح و خوب. چیزی قریب به شعاع دو متر در اطراف شما. این نشر بو برای رایحهای که اینگونه موفق بوی درختِ پر گلِ ماگنولیا رو تقلید میکنه، درست مثل پخش رایحۀ خود درخت در فضای باغ نفیس و زیباست.
________________________________________
- واژۀ ایتالیاییِ پالادیانو در انگلیسی Palladian و در فارسی پالادیان معنی میشه. این عبارت به سبکی نئوکلاسیکِ اروپایی (بیشتر انگلیسی) در معماری سرا، کاخ و بناهای عام المنفعه اتلاق میشه که در قرن هجدهم در مقابله با معماری گوتیک ایتالیایی پا به عرضۀ وجود گذاشت.
وجه تسمیۀ پالادیان به نامِ معمار رنسانسِ ایتالیایی آندرئا پالادیو (۱۵۰۸ تا ۱۵۸۰ میلادی) برمیگرده که یکی از تاثیرگذارترین معماران تاریخ محسوب میشه.
از اونجایی که معماری نئوکلاسیکِ این سبک نمایههای کاخ مانند داره، من عبارت “پالادیانو” رو توی متن به “کاخ” ترجمه کردم. اما در اصل پارکو پالادیانو به باغِ طراحی شدۀ پهناوری گفته میشه که در مالکیت این سبک بناهای اریستوکرات قرار داره.
بسیار ممنون بابت مقاله خوبتون…
عالی و ممنون🙏🙏👏👏👏👏