مصاحبه ها

رویا، سفر، افسانه: مصاحبه با فیلسوف عطرها، لورنزو ویلورسی

لورنزو ویلورسی بی شک نامی هست اکثر چهره های سرشناس عالم موسیقی، سینما، هنر، و سیاست رو به هم متصل میکنه. مثلاً بیلی جوئل، برَد پیت یا الیزابت دوم ملکه انگلستان چطور به هم مرتب میشن؟ جواب ساده هست: عطرهای این عطرساز فلورانسی.

عطرسازی که توی دنیای امروز عطر – و مخصوصاً عطرهای نیش – بین کهکشانی از نامها و عناوین, کمتر شناخته شده اما عظمت نامش مثل ستاره آنتارِس در قیاس با سیاره زمین مو به تن سیخ میکنه.

پس از اینکه چند مصاحبه با چند عطرساز شناخته شده و ناشناخته رو برای بلاگ شخصیم و سایت سمور فراهم کردم و آمادگی لازم برای رویارویی با این استادِ مسلمِ عطرسازی رو به دست آوردم، فرصت رو غنیمت شمردم و از طریق دوست خوبم آنجلا بانتی – مدیر امور مشتریان و رسانه بوتیک لورنزو ویلورسی – پیش زمینه ی این مصاحبه اختصاصی رو طرح ریزی کردم.

با اینکه خیلی  بین دوستانم در این بوتیک محبوبیت و احترام دارم، اما مصاحبه با آقای ویلورسی با وجود این همه پارتی اصلا کار ساده ای نبود چرا که این مرد رو یک دقیقه نمیشه ساکت و ساکن پیدا کرد. انسانی بسیار مسئول و پُرکار که باور کنین، ساختن عطر در وهله چندمِ اهمیت کاریش قرار میگیره.

ناگفته نمونه که این مصاحبه هم مثل باقی مصاحبه هایی که اینجا خوندین اختصاصاً برای بلاگ شخصی من انجام گرفته و سپس برای سایت سمور از انگلیسی به فارسی ترجمه شده.


آقای لورنزو ویلورسی عزیز، پیش از هر چیز، از اینکه بخشی از وقتتون رو به این مصاحبه دادین ممنونم. بذارین با یک سوال در مورد خودتون شروع کنیم. لورنزو ویلورسی کیه و چطور وارد دنیای عطر شد؟

ممنونم از شما بخاطر این مصاحبه و این سوال سخت.

همونطور که برای همه ما اتفاق میفته، من در دوره های مختلف زندگیم مشغول کارهای مختلفی بودم. طی سالهای نوجوانی، عاشق ورزش بودم و در عین حال عاشق روانشناسی و فلسفه. چند سال بعد تب سفر کردن داشتم. وقتی ۱۵ سالم بود، با دوستانم یا به تنهایی به هرجایی که میشد سفر میکردم.

لورنزو ویلورسی

خیلی خوشحالم که زادگاهم، جایی که بین سالهای ۵۰ تا ۷۰ (میلادی) رو اونجا گذروندم، پر از روایح گیرا بود. خانۀ طایفه ای بزرگ ما روی تپه های خارج فلورانس، جایی که من بزرگ شدم، توسط مزارع، زمینهای سرسبز و چمنزارهای سبز و گونه های مختلف گلها و گیاهان محاصره شده بود.

توی باغچه، یک حیاط خلوت با دیوارهای کهنه ی سنگی، درختان میوه، گیاهان آروماتیک، سبزیجات و همه جور گل پیدا میشد. توی بهار و تابستون اونجا به یک مدرسه ی عطرسازی طبیعی تبدیل میشد.

این روایح که از منشا طبیعت بودن از ایام کودکی در نهاد من تاثیر گذاشتن. من فرصت این رو داشتم که اونها رو در فصول مختلف سال بو کنم. وقتی توی باغچه بازی میکردم عطر قدرتمند برگهای گوجه رو حس میکردم. بوی برگهای گوجه خیلی سبز، عمیق و خاکی و زمینی هست. بویی منحصر بفرد داره که تو محیط روستا میپیچید. من به اون رایحه و روایح دیگه ای که حس میکردم، روایح آزادی میگم.

همون سالها یک جعبه مواد شیمیایی هدیه گرفتم که عاشقش بودم. جعبه شامل موادی از جمله جوهر نامرئی، ترکیباتی که کف و حباب تولید میکردن، موادی که رنگها رو تغییر میدادن، و مواد منفجره ضعیف بود… سالها با اون سِت بازی و به اون مجموعه مواد دیگه ای هم اضافه کردم. 

بیست سالم بود که به نیویورک رفتم و فصل جدیدی از زندگیم شروع شد؛ هرچند که چندان طولانی نبود. پنج سال بعدش، اولین سفرم به خاورمیانه من رو به دنیایی جدید و روایحی غیر منتظره برد. مصر، مراکش، و سایر کشورهای خاورمیانه ای که بهشون سفر کردم و مسیر زندگیم رو عوض کردن.

در خلال دهه ۸۰، برای سالها، مرتب بین فلورانس و خاورمیانه در سفر بودم و مرتب مواد آروماتیک و اسانس و بخور و ادویه و شیشه های قدیمی و ادوات عطرسازی که در اون فرهنگها متداول بودن رو با خودم به فلورانس میاوردم. سیگار معطر به عنبر از اسکندریه، قهوه با طعم هل، چای با طعم نعنا، گلاب و عرق بهارنارنج، و چندین روغن معطر از مناطق مختلف.

لورنزو ویلورسی
ویلورسی جوان سوار بر شتر در خاورمیانه

چه گذشته جالبی. “بوی آزادی” بهترین تعبیر برای چنین حسی هست. آیا حدسم درسته اگه بگم عطرهای “آکوا دی کولونیا” و “آئورا ماریس” رو مدیون خاطرات گذشته شما هستیم؟

تا حدی در مورد آکوا دی کولونیا بله. بیشتر میشه گفت این عطر تجلی تکرار یک میراث هست. میراث احتشام اولین عطر مدرن تاریخ. عطری بود که تا همین چند دهه پیش تو هر آرایشگاه، توی حمام های استانبول، و تو برخی فروشگاههای انگلیس حسش میکردین. یک عطر بسیار ساده و کاملا ایتالیایی. در حقیقت این عطر توسط دو آرایشگر ایتالیایی در آلمان ساخته شده بود. عطری که بدون غنای منحصر بفرد مرکباتِ جنوب ایتالیا نمیتونست وجود داشته باشه.

آئورا ماریس، برعکس، به دریا و تازگیِ آب، کف موجها و نسیم غروب تعلق داره. عطرِ سنگها و صخره ها، عطر زمرّد سبزِ آب دریا، شبهای پر ستاره و موجهایی که رویاهای شما رو به دوردستها میبرند.

برسیم به ماجراهای شما در خاورمیانه. شما روح خاورمیانه رو در کارهاتون زنده کردین. به عنوان مثال الموت. این عطر دقیقا این حس رو بهم میده چند قرن پیش در اون قلعه در حال قدم زدن هستم.

بله، من از خاورمیانه از شاعرانی چون عطار نیشابوری، که خانواده اش به کار عطرسازی اشتغال داشتن، مولانا رومی، سعدی و کتاب گلستان الهام میگیرم. اشعار عطرمانندِ عمر خیام و داستانهای هزار و یک شب. ایران پر از روایح بی نظیره.

اگر خاطرات کودکی شما رو در کنار ماجراهای خاورمیانه شما قرار بدیم، باید گفت کفه ترازو رو خیلی خوب مساوی نگه داشتین و از هر دوی این روحیات یک امضای مشخص بدست آوردین که تو همه کارهای شما رعایت میشه. در این امضا روایح ادویه ای گویا محبوبترین روایح هستن. چه چیزی در مورد ادویه جات شما رو اینطور مجذوب خودش میکنه؟

خاطرات کودکی نقش مهمی در ساخت عطرهای محیطی (ambiance fragrance) ایفا میکنن، که تو عطرهای شخصی کمتر نمود میکنن. سفرهای من به خاورمیانه واقعاً من رو تحت تأثیر قرار دادن، اما من الهاماتم رو تا شرق مثل کشورهای هند و اندونزی هم گسترش دادم. تمرکز من توی عطرهام روی القای حسِ سفری خیالی به زمانها، فرهنگها، زبانها، آیینها، افسانه ها و اسطوره های مختلفه.

از “ایپربوریا” در انتهای شمال زمین، تا شبهای گرم و اغواگر “الموت“، از زمینهای سرسبز بی انتهای “یرباماته” تا بهشت بین النهرینیِ “دیلمون“، از جادوی شَمَنیِ “اَتمن خَمن” تا دنیای رنگارنگ هندیِ “کاماسورابی“، از کاروان حامل فلفل و ادویه “پیپر نگروم” تا شکوه رویاییِ “تینت دی نیژ“. هیچ چیز منحصراً به زمان یا مکان مشخصی تعلق نداره. در غیر این صورت خودم رو اسیر شده در یک مکان حس میکنم. من دوست دارم دور از اینجا و از روی همه چیز، به هرجایی که دوست دارم پرواز کنم. مهمترین چیزها فضای کافی و آزادی هستن.

لورنزو ویلورسی
در حال کار در استودیو در فلورانس

در اولین جوابتون اشاره کردین به موادی که در فرهنگهای خاورمیانه ای جزئی از زندگی روزمره ی انسانهای اون مناطق هست. به خوبی هویت بویاییِ خاورمیانه رو کشف کردین و تو برخی عطرهاتون به خوبی به تصویر کشیدینش.

بذارین اینجا دو تا سوال رو با هم ادغام کنم: آیا به نظر شما عطر و تکنیکهای عطرسازی باید مثل یک میراث برای حفظ ارزشهای معنوی حفاظت بشن؟ سوال دوم اینکه: آیا تابحال عطری رو با تکنیک های سنتیِ روغنهای عطار خاورمیانه ای ساختین؟

بله، مسلماٌ. تاریخ عطرسازی، هم از نظر هنری و هم از نظر فنون کاری، دست به دست چرخیده تا امروزه انسان رو به این نقطه از این هنر رسونده و این هنر باید حفاظت و میراث داری بشه تا زنده بمونه.

گرچه ما هرگز فنون سنتیِ روغنهای عطار رو به طور کامل و صحیح اجرا نمیکنیم، اما برخی از عطرها رو به صورت روغنی ساختم: مثل تینت دی نیژ، کاماسورابی، الموت، پچولی. کاماسورابی در اصل از روغنهای عطرای هندی ایده گرفته و در اون نُتهای متداول گلها و چوب سندل بکار رفته.

لورنزو ویلورسی
لورنزو ویلورسی در حال دریافت جایزه Prix Coty در سال ۲۰۰۶

عطرسازی مدرن که بیشتر حول مواد سنتتیک میگرده، آیا نقشی در حفظ هویت فرهنگیِ عطر داره؟

عطرسازی مدرن چندان نمیتونه در میراث داری هویت فرهنگی تاریخ عطر نقشی داشته باشه. عطرسازی مدرن بخشی از تاریخ معاصر هست و به همون میزان میتونه ایفای نقش کنه که نقاشی معاصر برای تاریخ نقاشی. مواد سنتتیک عناصر بنیادی و کلیدیِ این حرفه هستن. الدهیدها و فرآوریِ مصنوعی برخی گلها که به صورت طبیعی عصاره گیری ازشون ناممکن هست، به ما قدرت ساخت عطرهای مدرنی رو داد که امروزه از سنگ بناهای تاریخ عطر حساب میان. [به عنوان مثال شنل شماره ۵ و عطر دیوریسیمو از برند دیور]


در این اثنا وقفه ای طولانی در مصاحبه رخ داد به دلیل اینکه آقای ویلورسی و گروهش، در تکاپوی افتتاح موزه ویلورسی بودن. موزه ای که حول هنر عطرسازی فعالیت میکنه. لذا فرصت رو غنیمت شمردم و تا موضوع تازه بود، مسیر از پیش طراحی شده ی مصاحبه رو به سمت موزه و فعالیتهاش کشیدم.


میشه در مورد این موزه برای ما توضیح بدین؟ اهداف و فعالیت های این موزه چیه؟ و چه میراثی رو نگهداری میکنه؟ و از همه مهمتر، چرا یک موزه افتتاح کردین؟

این موزه در زمینه دنیای عطر فعالیت میکنه، در مورد همه اون چیزایی که پشت پرده اتفاق میفته پیش از اینکه محصول نهایی رو توی فروشگاهها ببینیم. موزه در مورد تاریخ عطرسازی، در مورد مواد عطرسازی و در مورد روشهای استخراج و عصاره کشی به بازدید کنندگان اطلاعات میده. در نوع خودش یک سفر به دنیای عطر در طول تاریخه تا پرده از اسرار اغواکننده ی دنیای روایح برداره.

لورنزو ویلورسی
نمایی از معماریِ موزه ویلورسی

موزه ی از روایح هست که به شما این فرصت رو میده که در طی بازدید با شمار زیادی از روایح و مواد آروماتیک آشنا بشین؛ از رزینها گرفته تا بخورها، از چوبها گرفته تا گلها. همچنین ما اُسموراما (Osmorama) رو ساختیم. کلکسیونی از بیش از هزار ماده عطرسازی که مثل یک کتابخانه هست اما هرگز برای عموم در دسترس نبوده. برای اولین بار، بازدید کنندگان میتونن مواد عطرسازی رو بو کنن و اونها رو بشناسن. هدف ما اینه که هم اطلاعات بدیم و هم بازدید کنندگان تفریح کنن تا اسرار عطرسازی رو بهتر کشف کنن.

و در انتها، ما یک باغچه آروماتیک هم ساختیم که تعداد زیادی از گونه های گیاهی آروماتیک رو توش پرورش میدیم. این باغچه این امکان رو به بازدید کنندگان میده که ببینن پچولی چیه، فرانجیپانی یا ایلانگ ایلانگ و خیلی گیاهان دیگه چه شکلی و چه بویی دارن. و در ادامه فعالیتهامون قصد داریم آکادمی و ورکشاپ ها رو راه اندازی کنیم تا بازدید کنندگان بتونن با شرکت در برنامه های ما با دانش دنیای عطرسازی آشنا بشن و به این هنر علاقه مند بشن.

لورنزو ویلورسی
نمایی از حیاط خلوت و باغِ موزه

راه اندازی یک تجارت همیشه محاسبات پیچیده ای از فراز و نشیب ها و ریسکهای اقتصادی رو نیاز داره. بزرگترین مشکل شما برای راه اندازی تجارتتون چی بوده؟

ممکنه تعجب کنین، اما یکی از بزرگترین مشکلاتی که من باهاش برخورد کردم، پیدا کردن توزیع کننده درست و حسابی مواد خام بود. من خیلی ایده در سرم داشتم، لذا دنبال مواد استثنایی میگشتم. این یک طرف قضیه بود، و از طرف دیگه، پیدا کردن کسی که بتونم بسته بندی و پکیج کارهام رو بهش سفارش بدم معضل دیگه ای بود. و در نهایت، مسلماً، پیدا کردن مشتری و حفظ محیط پیرامونم. این هم اصلاً راحت نبود.

شبکه های اجتماعی این روزها نقش عظیمی تو دنیای عطر ایفا میکنن. به وضوح میشه دید که رسانه های اجتماعی روی روند سیر مارکت عطر و تولید عطر تاثیر زیادی اعمال میکنن – گرچه نه روی همشون. شما اون طرفی قرار دارین که شامل این بازی نشده. چطور موقعیتتون رو حفظ میکنین؟

ما در حال ارتقای فعالیتمون تو رسانه های اجتماعی هستیم، بیشتر برای اینکه با مخاطبانمون ارتباط برقرار کنیم، اونها رو از اخبار کارهامون باخبر نگه داریم و نظراتشون رو دریافت کنیم. ما سعی نمیکنیم اونها رو تحت تأثیر قرار بدیم یا تحت تاثیر بلاگرها و انجمنهای عطر باشیم. گرچه برای فعالیت و ایده های اونها احترام قائلیم.

اگر غذاها میتونستن عطر باشن، کدوم غذا رو دوست داشتین به خودتون بزنین؟

یک بشقاب پر از غذاهای هندی دارای سس کاری بعلاوه انواع چاشنی و ترشی!

کدوم یک از عطرهای شما سختترین بودن برای ساختن؟

نمیتونم بگم این یا اون عطر از بقیه سختتر بوده. بعضی اوقات ایده خلق یک عطر جدید از نظر تکنیکی بسیار چالش برانگیز میشه، اما برای اینکه به نتیجه ای که تو ذهنم تصور کردم برسم، تلاش زیادی میکنم.

اگر عطرهای لورنزو ویلورسی رو بخوایم با سه عبارت توصیف کنیم…؟

رویا، سفر، افسانه.

 

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

22 دیدگاه

  1. درود فراوان
    چقدر این شخصیت فرهنگی و با تجربه است. از ۱۵ سالگی سفر رفتن و خوندن آثار شعرای ایرانی واقعا جالبه . نکته جالب دیگه در مورد ویلورسی که فکر میکنم در مورد خیلی از مردمان غرب صادقه اینه که گرایش و علاقه زیادی به طعم ها و روایح شرقی دارن. اونها به چیزی که ندارن علاقه دارن و خیلی از ما هم به چیزی که نداریم یعنی روایح و طعم های غربی . سپاس برای این مصاحبه بسیار خوب . با احترام

  2. کارتون عالی بود 😃 باید حتما این موزه رو ببینم ، عجب جوابی داد راجب اگر غذاها عطر بودن! غذاهای هندی واقعا پتانسیل عطر بودن رو دارند

  3. مرسی 😍😍😍😍
    سبک و فلسفه و راه ایشون خیلی محترم تر از بقیه س برای من…
    در مورد «دیلمون» اول فکر میکردم مستقیم به دیلمان خودمون ربط داره.. اما حالا که به بین‌النهرین اشاره کرد فهمیدم در واقع به افسانه ی «گیل‌گمش» ربط داره که نقطه اتصال تمدن بابِل در بین‌النهرین و دیلمان در گیلان هست..

    و یه نکته : اونجا که در مورد اختصاصی بودنِ این مصاحبه مثل همه ی مصاحبه های قبلی گفتی.. این «همه» ، مصاحبه با ژان‌کلود النا رو فکرنکنم شامل بشه ها! 🤔

    1. مشخصا اشاره کیوان به مصاحبه هایی هست که در این سایت، خودش به عنوان نویسنده منتشر کرده. “ترجمه ی” مصاحبه با اقای النا رو من انجام دادم.

      1. همونطور که نوشین جواب داد، مصاحبه هایی که “من” تو این سایت انجام دادم ترجمه مصاحبه هایی هست که شخصا با این عطرسازها انجام دادم. وجه مشترک همه این مصاحبه ها سوال آخرشون هست که از مخاطبم میخوام با سه کلمه برندش یا عطرهاش رو توصیف کنه.
        اصل این مصاحبه ها به زبان اصلی روی بلاگ من منتشر میشه که اون هم به دلیل فیلتر بودن توی متن معرفی نمیکنم.

  4. کیوان عزیز خسته نباشی بسیار عالی بود.لذت بردم.این موزه عطر چه ایده جالبی بود

  5. سلام
    کیوان جان ممنون از همه زحماتت ، ای کاش در مورد عطر پچولی بیشتر میپرسیدی، چون جزء بهترین عطرهای پچولی هستش ، باز هم دستت درد نکنه

  6. سلام
    کیوان جان ممنون از همه زحماتت ، ای کاش در مورد عطر پچولی بیشتر میپرسیدی، چون جزء بهترین عطرهای پچولی هستش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Web Statistics
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید