مصاحبه ها

رنگ، تخیل و خلاقیت : مصاحبه با عطرساز جوان ایرانی محمدرضا کاظمیان

در گیر و دار شلوغی های بازار عطر ایران، تلاش بی وقفه جوانانی مشتاق، مصمم، خوش فکر و صد البته انگشت شمار همچون محمدرضا کاظمیان باید دیده بشه تا بدونیم هستند کسانی که هدفشون “خلق رایحه” هست. این مصاحبه نتیجه ی تلاش تیم سمور جهت معرفی عطرساز جوانی هست که با تمامی موانع و سختی ها سعی داره تا استعداد و هنرش رو در قالب ساخته هاش به جامعه ایران و جهان معرفی کنه. با ما همراه باشید تا با این عطرساز جوان ایرانی بیشتر آشنا بشیم.

محمدرضا کاظمیان


۱- محمدرضا کاظمیان کیه؟ چطوری شد که وارد این وادی شدی و چه راههایی رو طی کردی؟

من از بچگی به “ساخت” علاقه داشتم. یادمه ۴ سالم بود که زیرزمین خونمون با خواهرم دنبال ساخت حشره کش بودیم… کلا به ساختن علاقه داشتم. در دوران دبیرستان در تیم رباتیک خوارزمی بودم… همیشه از اینکه واسطه باشم بدم می اومد.

قبل از اینکه وارد اینکار بشم در داروخانه کار میکردم که خب اونجا هم بخش آرایشی بهداشتی داشتیم اما در کل علاقه ای به بحث فروش نداشتم بیشتر کنجکاو بودم که اینا چجوری ساخته میشن. چرا خودمون نمیتونیم داشته باشیمش. بعد از یک مدت هم رفتم یکی از فروشگاههای عطر برای بخش فروش، اونجا خیلی کمکم کرد واقعا. با بچه های اونجا یک بازی به اسم “مشتری بازی” گذاشته بودیم.

سه نفر بودیم عطرها رو بو میکردیم و برای هر عطری هر کاراکتری که به ذهنمون می اومد میگفتیم. بعد خیلی وقتها گفته هامون شبیه هم بود، گاهی هم مکمل همدیگه و این حتی در بحث فروش خیلی کمک میکرد. مشتری که می اومد براش داستانی تعریف میکردیم هرچند خیلی از برندها مثل شنل و دیور فلسفه آنچنانی پشت عطرهاشون نیست. خیلی از برندها هم فلسفه درست میکنند تا راحتتر بفروشن.

این کمکمون کرد تا خیلی از عطرهایی که فروش نمیرفت رو به دید مشتری جذابتر نشون بدیم. بعضا شرکت ها از فرانسه مهمون می آوردن. بعضی وقتها از سر و وضع مهمونها مشخص بود طرف کاره ی خاصی نیست. گاهی وقتها هم البته آدمای با پرستیژ می اومدن. به هرحال من اروپا رفتم چهارتا آدم رو دیدم طرز حرف زدن، پوشش… میشه فهمید طرف آدم حسابیه یا نه آوردنش اینجا یک لباسی براش جور کردند. چون من زبان انگلیسیم از بچه های دیگه بهتر بود، ازم میخواستن وقتی مهمون میاد من هم باشم.

یک دفعه که یکی از همین مهمون ها اومده بود و برای پذیرایی ازش رفته بودیم، براش آبجوش آوردن تا چای/نسکافه بخوره. طرف گفت نمیخوام، آب تهران خیلی کثیفه شما چجوری این کثافت رو میخورید! این طرز برخورد توهین آمیز و نگاه از بالا به پایینش خیلی بهم برخورد جوری که میخواستم باهاش برخورد کنم اما خب مدیرمجموعه بهم گفتند که آروم باشم. همونجا یک تصمیمی گرفتم.

با خودم عهد کردم که تمام سعیم رو بکنم که دیگه وابسته اینطور آدمها نباشیم. یکجورایی خودی نشون بدیم و بگیم ما هم هستیم. این انگیزه اصلی من شد برای دنبال کردن راهی که در ادامه در پیش گرفتم.

-یادته اون آقا از کدوم شرکت بود؟

فکر میکنم از زیرمجموعه های لورآل بود.

محمدرضا کاظمیان

حدودا ۲۲ سالم بود. خیلی ها بهم میگفتن که نرو سراغ اینکار، کار ساده ای نیست اگر به همین راحتی بود همه عطرساز میشدن. اما من فکرش افتاده بود به جونم . تا اینکه از فروشگاه زدم بیرون و دنبال این بودم که جای مناسب واسه آموزش پیدا کنم. البته در کنارش شغل دیگه ای هم داشتم.

اولین چیزی که واسه آموزش بهش برخوردم ISIPCA بود که جای شناخته شده و تاپی محسوب میشه. ولی متاسفانه اگر اشتباه نکنم پیش نیازش ۱۵۰ واحد شیمی بود. حساب کردم در ایران، اینقدر تعداد واحدهای عمومی زیاده که اگر تا ارشد هم بخونم، نمیشه به ۱۵۰ واحد تخصصی شیمی برسم و زبان مدنظر هم که فرانسه بود. خلاصه پروسه زمانبری میشد.

بعد دیگه من (GIP (Grasse Institute of Perfumery رو پیدا کردم. یک دوره تابستانه داشت که وقتی بهش برخوردم، دو تا جای خالی داشت که به سختی تونستم رزرو کنم و اگر نمیتونستم رزرو کنم، باید تا سال بعد صبر میکردم. خلاصه رسیدم و در مورد گرس بگم بهتون که یک شهر خیلی کوچیکه ولی %۷۰-۶۰ کل متریال عطرسازی دنیا اونجا تامین میشه.

اَبَر کارخونه هایی مثل روبرته (Robertet) و مانه (Mane) اونجا هستند. این عکس جاسمین، به بازدیدمون از جاسمین هایی مربوط میشه که در عطرهای زنونه دیور استفاده میشن. این کل روالی بود که من طی کردم. سوای اینها، من اونجا دوست های خیلی خوبی هم پیدا کردم. یک دوست ژاپنی که ۱۵ سال سابقه کار در یک شرکت خیلی معروف ژاپنی داشت. از دوره نوجوانی اونجا با متریال ها کار کرده بود و خب تجربه خوبی داشت و وقتی برگشتم خیلی بهم کمک کرد.

-خب برای اینکه این بخش رو جمع کنیم، این دوره چندماهه بود؟ از همون تایم شروع به عطرسازی کردید؟

دوره تابستانی حدودا یکماه بود. از ۸ صبح تا ۵ بعداز ظهر. من هم مثل خیلی های دیگه نمیدونستم و ذهنیت اینو نداشتم که یک عطر چطور ساخته میشه. اما اونجا بیشتر چیزای پایه رو بهمون یاد دادند. یادمه یک کولون بیس برامون نوشتن و یکسری چیزای دیگه به عنوان کرییشن که گفتند میتونیم استفاده کنیم و ما شروع کردیم به ساختن.

من از لیمو خوشم نمی اومد و نمیخواستم استفاده کنم، دوست داشتم ادوکولنم تلخ باشه و تم دودی داشته باشه، ولی استادمون اصرار داشت که باید فقط از همون بیس استفاده بشه. یک دوست سوئدی داشتم که میگفت “امتحان کن، تو کار خودتو دنبال کن، نمیکشتت که”. در نهایت استاد بعد از تست ساخته من، ادوکولون بودنش رو تایید کرد. و من به این نتیجه رسیدم که پس “میشه” و حتما نباید فقط اونطوری که اون ها میگن پیش بریم. از اون به بعدش هرچی خودم دوست داشتم به ساخته هام اضافه و کم میکردم.

۲-ایده های ساخت عطرهات متاثر از چه عواملی و در چه چارچوبی شکل گرفتند؟

از اونجایی که من چهارسال سابقه در بحث فروش داشتم، تایم آزاد و وقت بیشتری برای تست و تجربه ی عطرها رو گذرونده بودم. و این تجربه رو به دست آورده بودم که چرا مردم مثلا از عطرهای تام فورد خوششون میاد مگه چه ساختاری داره و یا مردم به چه عطری میگن عطر شیک و به نظرشون چه عطری خوبه. عطرها مثل کرید خیلی سبک و شفاف باشن یا مثل کژال که از همون ابتدا به نظرم میرسید خیلی سنگینه و بالا نمیاد. انگار روغنی بود و اسانس داشت. همه اینها کمک کرد و باعث شد ایده ساخت عطرهام بهتر پیش برن. 

۳-فاکتور انتخاب اسم برای عطرهایی که می‌سازی رو چطور لحاظ می‌کنی؟ یا بذار اینطور بپرسم چند درصد ساخته هات رو به اسم عطرهات نزدیک میدونی؟

به عوامل مختلفی بستگی داره. مثلا در مورد عطر خلیج ۶۲۶، یک روز که در ساحل شهر کَن فرانسه داشتم پیاده روی میکردم، ایده ساخت اولیه این عطر اونجا به ذهنم رسید.

-حالا چرا ۶۲۶؟

چند رقم ابتدایی بارکد محصولات هر کشور یک عدد بخصوص داره. این کد برای کشور ایران ۶۲۶ هست. ما همچین خلیجی نداریم. این خلیج، خلیج ذهنی من هست که اون زمان ایده ساختش به ذهنم رسید. دوست داشتم فضای خلیجی رو بسازم که ما داشته باشیم و همین باعث شد اسم عطر رو بزارم خلیج ۶۲۶٫

-چندباری که با هم صحبت داشتیم به این نتیجه رسیدیم که تمامی فاکتورها در نهایت به یک تصویر مشخص در مورد هر عطرت میرسن. به نظر ارتباط این تصویرسازی ذهنی با بوی عطر برات مهمه؟

آره برام مهمه چون من درس هندسه رو خیلی دوست دارم و هندسه هم همش تصویرسازیه. فیزیک اخترشناسی هم که خیلی علاقه دارم به هندسه مرتبطه.

من از اونجایی که از ابتدا شیک پوشی رو دوست داشتم سعی میکردم عطری که درست میکنم چندتا کاراکتر داشته باشه یکی اینکه در ساخت عطرم، سراغ تم هایی برم که میدونم مردم چه ساختارهایی رو بیشتر دوست دارند و سلیقه خودمو همیشه درگیر کنم.

دوست داشتم عطرم حتما کاراکتر داشته باشه نمیخواستم عطرای افترشیوی درست کنم مثل یکسری عطرهایی که صرفا احساسی هستند و کاراکتر ندارند. و از اونجایی که به همه چیز دیدگاه فیزیکی دارم، همیشه میگفتم با یک داستان، عطر کاراکتر پیدا نمیکنه من باید چندین داستان رو در هم ادغام بکنم تا یک شخصیتی برای عطر شکل بگیره.

چون یک آدم معمولی یک اتفاق زندگیش بهش شخصیت نمیده. این سالیان زندگیش و اتفاقات  مختلف هستند که بهش شخصبت میده. به همین دلیل من سعی میکردم همیشه در عطرهام چند بُعد داشته باشم. یک فاکتور مهم دیگه از دید من “رنگ” هست سعی میکنم در اکثر کارهام سراغ یک طیف رنگی مخصوص برم. یعنی احساسِ طیف رنگی به شما بدم که شما بتونی یک طیف پوشاک رو با اون عطر بپوشی.

جدای از اون کاراکترهایی هستند که بعد از ساخت عطر به ذهنم میان. مثلا موقع ساخت “LIKE FATHER LIKE SON” ایده ای نداشتم که قراره چی بشه. زمانیکه ساختمش، رایحه اش برام یادآور پدرم بود. اگرچه قبل از‌ این پدرم عطری با این رایحه نداشت اما برای من یادآور پدرم بود و از اونجاییکه اسم پدرم فریدون هست، میخواستم اسم عطر رو بذارم فریدون.

یک علت دیگه این بود من شاهنامه رو خیلی دوست دارم و شخصیت شاهنامه ای فریدون در داستان ضحاک، آدمی که دل رئوفی داره اما خیلی تندخو هست و شبیه شخصیت پدرم بود. بعد دیدم دو دلیل دارم که اسم عطر فریدون باشه اما دیدم جامعه ما قبول نمیکنه عطری به اسم فریدون باشه. به نظر خیلی ها این اسم یادآور یک شخصیت دزد و قاچاقیه. واسه همین در نهایت LIKE FATHER LIKE SON شد که برگفته از شعر: پسر کو ندارد نشان از پدر و این فضای قهرمان سالاری که از نسل به نسل انتقال پیدا میکنه.

محمدرضا کاظمیان

۴- یک سوالی این مابین جاش خالیه و اون اینه مدرک تحصیلیت چیه؟

قبلا فیزیک میخوندم. رشته مورد علاقه ام اخترشناسی و هوافضاست اما نشد متاسفانه و من فیزیک جامدات خوندم اما ترم ۵ بودم انصراف دادم چون اون چیزی که دنبالش بودم در دانشگاه پیداش نکردم. خانواده ام اصرار داشتند که مهندسی بخونم و به همین خاطر رفتم مهندسی عمران. اما هیچوقت به فکر کار در این زمینه نیستم چون مهندسی به نظرم دنباله روی از یکسری رویه تکراری دیگران هست. و من دوست دارم مسیر و روش خودم رو داشته باشم و بسازم.

۵-با توجه به پاسخت به عنوان کسی که زمان زیادی برای پیدا کردن راه مناسب یادگیری صرف کرده و با در نظر گرفتن محدودیت های آموزشی و مواد اولیه در ایران، به نظرت چطور یک شخص علاقه مند به عطرسازی می‌تونه مسیر درستی رو در پیش بگیره تا از مسیر اصلی منحرف نشه؟

اولین سوالی که در شروع کار پیش میاد اینه: من چطور میتونم یک عطر بسازم و عطرساز بشم؟ از اونجایی که هیچ رفرنسی در این زمینه وجود نداره که پاسخ این سوال رو داشته باشه، پس به ناچار مجبورم بهتون پیشنهاد کنم که اگر امکان خروج از کشور و پرداخت هزینه هاش رو دارید یک دوره مناسب برای خودتون پیدا بکنید.

 یک کورس خوب از این مدل های چند ساعته یا سه روز نه! یک هفته به بالاها رو بره. تا یک حداقلی توی ذهنش باز بشه. ببینه اصلا بدردش میخوره؟ یک حداقلی باید یاد بگیره. حتی خرید مواد اولیه شناخت میخواد از کجا بگیری، چی بگیری. بعد بره دنبالش… و اگر علاقه نداره اصلا دنبالش نره…

-بدون علاقه مگه کسی اقدام میکنه؟

ببین مثلا یک وقتی شما میری دانشگاه که فقط یک مدرکی داشته باشی و علاقه چندانی هم نداری. منظورم اینه، این مثل اون نیست! سختی زیادی داره که فقط با علاقه میشه ادامه داد. باید به یورو و دلار هزینه کنه و شرایط سخت خاص خودشو داره و در کل خیلی هزینه بره. پس اگر علاقه ندارن و فقط میخوان امتحان کنن برن دوره رو ببینن بعد ببینن اگر هنوز قصد ادامه دارن، خب دنباله شو بگیرن.

در کل خیلی هزینه بره من سه سال، هزار تومن هم در نیوردم فقط هزینه کردم. از جای دیگه درآمد داشتم. هی هزینه کردم و هر روز شرایط در ایران سختتر میشه.

۶-عطرسازی به نظرت چقدرش تکنیک و علم و چقدر هنره؟

خیلی به علم شیمی ربط نداره. یک مثال خوب بخوام بزنم مثل کسی که دوربین عکاسی رو ساخته و یک عکاس. یک عکاس میتونه خیلی خوب عکس بگیره و عکاس خوبی باشه و در عین حال شناخت خیلی زیادی از دستگاه دوربین عکاسی نداشته باشه. برعکس، اونی که دوربین رو ساخته دلیلی نداره عکاس خوبی هم باشه. و این دقیقا مثالیه که در عطرسازی هم هست. یک شیمیدان صرفا نمیتونه عطرساز خوبی باشه و یک عطرساز هم نیازی نداره که خیلی شیمی بدونه. کمکش میکنه اما خیلی هم لازم و ملزوم نیست.

اما چقدرش تکنیکه؟ ۱۰۰٪ تاثیر داره، این آزمون و خطاها و تجربه، خیلی تاثیر داره یادمه توی کلاس من نسبت به بچه ها خیلی پر جنب و جوش تر بودم، که یاد بگیرم. کارای عجیب غریب درست کنم و با متریال سخت تر کار بکنم. مثلا کسی سمت سیوت نمیرفت اما من خیلی از کارام سیوت میزدم، از ایندول استفاده میکردم و خیلی دوست داشتم.

اون بخشی که در گذشته در فروشگاه کار میکردم هم خیلی کمکم کرد. حس هنری یعنی حسی که ذاتاً داشته باشی و علاوه بر اون بدونی چی میخوای درست کنی. اما در مورد هنر باید اینو گفت، هنرِ بدون تکنیک مثل کسی هست که در ذهنش به چیزی خیلی علاقه داره و میدونه که چی دوست داره بسازه، اما ساختن رو بلد نیست.

برعکس یکی هست میدونه چیکار کنه اما فقط در حد قاطی کردن ترکیبات و هیچ حس هنری نداره. جفتش ۵۰-۵۰ باید باشه. این دوتا عامل خیلی کمک کنندست.

محمدرضا کاظمیان

۷-از مشکلات کار در ایران برامون بگو. مشخصا دو بخش رو شامل میشه: مشکلات متعدد پروسه تولید و مشکلات عرضه با اسم یک عطر ساخت ایران. مشکلات یک برند ایرانی در بازار جهانی رو چطور میبینی؟

مرز و دلار و اعتصاب سیستم حمل و … مشکلات ارز، گمرک و ترخیص همه این چیزا هست. با همه ی سادگی و علاقه، دردسرهای ایران واقعا سخته.

تامین متریال رو که گفتم اما برسیم به بخش ثبت

در مورد بهداشت بهتون بگم. اتفاقی که افتاد من کارا رو ساختم و با ذوق رفتم سمت بهداشت. فکر میکردم الان خیلی هم تحویل میگیرن. دوستان هم میگفتن الان شرایط خوبه، خیلی حمایت میکنند، مجوز میدن، حمایت از تولید ملی! پیش خودم فکر میکردم از بابا پول بگیرم برای سرمایه گذاری. برای تولید کارخونه پدرم قول ساپورت هم داده بود…

خلاصه رفتم بهداشت. صحبت کردم و گفتم منم مثل کارخونه های بزرگ میخوام خودم عطر بسازم منتهی در مقیاس کوچکتر. من هم مواد اولیه تهیه میکنم و عطر میسازم. خودم رایحه میسازم، حالا چه مراحلی رو باید طی کنم برای ثبت؟ موارد رو برام نوشت. ۵۰۰ متر حداقل متراژ کارخونه بود. باید در زون آرایشی بهداشتی یا زون شیمی میگرفتم. بعد که کارخونه رو تایید میکردند، باید حداقل شرایط آزمایشگاه و مسئول فنی آماده و تایید میشد و حالا همه اینها به کنار!

مزخرفترین بخشش این بود که از من فرمول عطر رو میخواستن و اینکه مواد اولیه رو از کجا تهیه میکنم. این برای تولید کننده مسخرست! کوکاکولا با این همه سال قدمتش هیچکس فرمولش رو نداره. چون تولید کننده باید یک اطمینانی داشته باشه. حالا من بیام فرمول عطرمو بگم اونم در سیستم ایران! رو هوا میزنن، تا بیای بجنبی همه از روش ساختن.

من با خنده گفتم اگه من اینو به شما بدم که دادم دست گرگه. گفت شما میدونید ما چندتا برند عطر داریم در ایران که عطر میسازن؟ من گفتم چندتا برند ایرانی داریم که عطر میسازن؟ گفت بیک! گفتم خانم بیک فرانسوی هست. گفت نه ایرانیه. گفتم فرانسویه اسانس میاره. خلاصه آخرش که داشتم می اومدم، به من گفت راستی شما دیور هم میسازید؟ فهمیدم اصلا نفهمیده منظورمو!!!

۴۵ دقیقه حرف و توضیح و نوشته اما بی فایده! ذهنیتم این بود تا جاییکه میشه مواد اولیه رو خودمون تولید کنیم تا ایجاد رقابتی بشه و اجازه ندیم هر آشغالی وارد کشور بشه. این یک واقعیته. چطور میشه خود اروپایی ها اسانس نمیزنن اما ما میزنیم؟ حق کپی رایت دارن، دلشون برای خودشون نمیسوزه؟ نه! دلشون برای خودشون میسوزه! میدونن چی دارن میدن به ما! ولی ماها استفاده میکنیم و من نمیخواستم این اتفاق بیفته. این واسه من خیلی زور داشت.

در نهایت اون خانومه هم نفهمید. میخوام بهتون بگم چقدر این سیستم بهداشت وابسته ست. میدونید مواد اولیه رو چرا از من میخوان؟ و فرمولشو؟ این اطلاعات رو میزنن در یک سایتی به اسم Coslng چک میکنن که اگر این CAS (شماره ثبتی ترکیب شیمیایی) ثبت شده باشه تو اون، اکی میدن که شما میتونی از این ماده استفاده بکنی اگر نه نمیشه استفاده کنی. خب این خیلی مسخرست!

این یک وبسایت اروپاییه. در اروپا شما هر ماده ای رو ببری ثبت کنی و تاییدیه بگیری میره توی اون وبسایت Coslng ثبت میشه. معلومه اینجا من برم از یک گیاه اسانس بگیرم توی این سایت ثبت نشده. پس تو چه تولید ملی داری میگی به من؟ تو حتی سیستم کامپیوتریت هم وابسته ست… بعد دیدم پس به کل این قضیه تعطیله یعنی من نمیتونم اسانس بگیرم. اگر اسانس هم بخرم اینا از من فرمول عطرم رو میخوان.

-خب پس اگر درست فهمیده باشم شما میتونید اون اسانس مد نظر رو ببری اروپا ثبت کنی تا روی سیستم دیده بشه درسته؟

همینجا هم میشه. پروسه اش چیزه دیگه ایه که از دسترس من خارج هست. چون باید مراحل دیگه ای رو طی کنم که وقت و هزینه مازادی رو از من میگیره.

-پس اینطور که فهمیدم اینکار شدنیه اما کلا هزینه بر هست (زمان و سرمایه)

فعلا اصلا قوانینی براش وجود نداره و نمیشه. گیر اصلی قضیه اینجاست که من باید فرمولم‌ رو بدم بهشون. با هرکسی هم صحبت میکنم برای دادن فرمول، مشکلی ندارن میدونی چرا؟ چون طرف داره اسانس رو از ژیوودان میخره و ژیوودان یک MSDS (برگه ایمنی مواد شیمیایی) بهشون میده.

اینجا قبول میکنند چون میگن حتما تایید بهداشت جهانی رو داشته که وارد شده. اما برای منی که میخوام واقعا تولید بکنم، اجازه نمیده! «قوانین برای تولید در کشور ما وجود نداره» و منم رفتم سراغ اینکه یا باید جنسم رو به افراد بدم یا اینکه صادر بکنم و یا کلا از ایران برم. الان شرایط خیلی سخت شده وگرنه خیلی زودتر از اینها رفتن توی ذهنم بود اما خیلی چیزها جور نشد. رفتن هم شرایط خاصی میخواد.

۸-علیرغم همه سختی های کار و محدودیت هایی که تو ایران وجود داره، تو برندت رو با شیشه های خودت و فرمولاسیونی که خودت طراحی کردی آغاز کردی. اما میدونیم که توی ایران کسی این کار رو نمیکنه و همه معمولا با فرمولهای از پیش طراحی شده و شیشه های کپی، راه ساده رو انتخاب میکنن. دیدگاهت درباره این جریانات حاکم بر بازار ایران چیه؟

توی کاور پیجی که برای دوره فرستادم، هنوز یادمه نوشته بودم من دوست ندارم دلال بشم. دوست دارم تولید کننده باشم. مشکل ما ایرانی ها اینه همه واسطه هستند حتی تولید کننده ها هم تولید کننده نیستند.

حتی کارخانه جات بزرگ در ایران هم همون مواد خام رو میگیرن، بسته بندی رو از فلان کشور میگیرن و اسمبل (سر هم کردن) میکنن. اسمشون هم تولید کننده هست، بهشون میگن تولید ملی تولید ایرانی. با وجود اینهمه امکانات در کارخانه های بزرگ انتظار میره یک حداقلی رو خودشون تولید کنند.

عین همین داستان برای عطر وجود داره. یه سری عطر اومده به اسم تولید ایرانی، تولید ملی. ثبت شده ولی من ندیده میدونم اسانسه! حالا مثلا از ژیوودان دارن میخرن. اسمشون هم تولیدکنندست. اینکه در این شرایط من نمیتونم کار بکنم اما این افراد خیلی راحت میتونند کار کنند، خیلی زور داره.

ولی من مثل اینها نیستم، یعنی نمیتونم. بخاطر اینکه چیزی که توی ذهنمه اینه که در نمایشگاههای خارجی شرکت کنم، حرفی داشته باشم برای گفتن. کاری که اونها نمیتونن انجام بدن. شاید بتونه سر خاورمیانه و ماهایی که اطلاعات در مورد عطر نداریم رو کلاه بزاره ولی دیگه نمیتونه توی نمایشگاه، سر ژیوودان رو کلاه بزاره! اون خودش به تو جنس داده… میدونی منظورم چیه.

محمدرضا کاظمیان

۹-شاید برای خیلی ها سوال باشه محمدرضا کاظمیان آیا عطرهاش به تولید انبوه رسیدن؟ یا اینکه سفارشی میسازی؟

انبوه نمیتونم برسم. اولا دست تنهام. بعد هم متریالم محدوده. طبیعتا انبوه نمیتونه باشه. ولی حالت سفارشی هم نداره که مثلا شما بگی این عطرو براتون یک ماه بعد آماده کنم. نه، یکسری کار خودم دارم که معرفی میکنم ولی خب تعدادشون کمه به این دلیل که من مجبورم محدود بسازم.

۱۰-به عنوان یک عطرساز، کدوم عطرساز مشهور رو نزدیکترین الگو به خودت میبینی؟

جواب طولانیه. اشکال نداره؟ من از اینکه خودمو شبیه کسی بکنم بدم میاد. علت اصلی اینکه در دانشگاه مشکل دارم همینه. چون من باید درسی رو بخونم، راهی رو برم که یکی دیگه رفته. من باید راه اونو برم. اما من میخوام خودم راه بوجود بیارم که تو خودت راه منو بری! همیشه اینجوریم خیلی پرروام.

یک مشکلیم که دارم اینه که معمولا اسامی یادم نمیمونه. خیلی از عطرسازها کاراشون رو بو کردم اما به ندرت میرم دنبال اینکه ببینم عطرساز این کار کی بوده. بیشتر دنبال اینم ببینم این کار ارزشمند هست یا نه. اگر خیلی علاقه مند بشم توجهم جلب میشه. مثلا میگم، ژان کلود النا رو چون کتابشو خوندم اسمش توی ذهنم‌ مونده. اسم، آدرس، تاریخ تولد… توی ذهنم نمیمونه.

واقعا نیازی نیست با چیزایی که میشه در دسترس داشت، یادداشت کرد و نگاه انداخت بهشون، مغزتو پر کنی. مثلا از من میپرسن ماده ایکس نقطه جوشش چنده؟ میگم من مگه دیوانه ام وقتی راحت میتونم سرچ کنم چرا باید حفظ کنم؟ حتی توی مدرسه هم سر این قضیه مشکل داشتم، سر حفظی ها. به چه درد من میخوره؟!

کلا برندهایی مثل کرید و اکوا دی پارما رو که خیلی دوستش دارم. خصوصا دی پارما بخاطر رنگ زردش. برند منم زرد رنگه… زرد بخاطر اینکه حس شادی داره و بخاطر اینکه درون همه ماها این سفید، طوسی و مشکی که میپوشیم نیست. این چیزیه که الان مجبوریم بپوشیم و باب شده در جامعه و خیلی هم بدم میاد.

خیلی غم انگیزه همه ماشین ها سفید طوسی مشکی شدن. یه زمانی رنگهای شاد بود، زرد، آبی، سرخابی. واسه همین من زرد رو انتخاب کردم بخاطر اینکه درون همه ماها وجود داره. طرف رو نگاه میکنی صف اول مسجده بعد شبش پای عرق خوری ها هم هست. چون چیزی که واقعا هستیم رو نشون نمیدیم، از بیرون چیز دیگه ای هستیم. چون جامعه اینجوری پسندیده و مجبورمون کرده و من اینو ‌دوست ندارم. من میگم خب نشون بده کی هستی. قشنگیش به اینه که تو خودتو نشون بدی، پس زرد باش. توی جسارتش، شاد بودنش، حسی که بهت میده. رنگیه که میزنه تو چشم، میگه من هستم.

محمدرضا کاظمیان

برندها رو داشتم میگفتم، در کل کرید، تام فورد، اکوا دی پارما، اتلیه کولون، ناسوماتو و بعضی از آموژها رو  بین نیش برندها و شنل، دیور، گرلن، هرمس، آرمانی، نارسیسو رودریگز و الی صعب رو در مین استریم بیشتر میپسندم. 

۱۱-کدوم عطر یا عطرها هستن که آرزو میکنی کاش تولید نمیشدن و یه روزی تو میساختیشون؟ چرا؟

تا حالا فکر نکردم بهش. عطرها رو به دید اینکه چقدر کار ایده الی هست بو میکردم.

-چندتا از این کارا که از دیدت ایده آل رو نام ببر لطفا

کرید اونتوس حرفی توش نیست. درسته خیلی بد استفاده کردن ازش. کرید گرین ایریشش خوبه و سیلور مانتین. یا مثلا دیور کاراش واقعا همش خوبه. شنل لاین الور چه مردونه چه زنونه واقعا خوشبو هستند. ولی اینکه بگم کاشکی خودم میساختم، چیزی توو ذهنم نیست. ایو سه لوران M7 رو دوست داشتم دی سی نمیشد. دوست دارم همینو بسازم.

۱۲-اگر قرار باشه به عنوان یک عطرساز در یکی از برندها مشغول به کار بشی، کدوم برند رو انتخاب میکنی؟

اکوا دی پارما و تام فورد. دی پارما برندشو دوست دارم ولی سبکی که میسازم به نظرم به کارای تام فورد بیشتر میخوره و نزدیکه. یعنی میتونه بزاره در لاین عطرهاش. خیلی چیز پرتی نیست. دیدگاه ذهنیم از نظر سلیقه بویایی بهشون نزدیکه.

مثلا هیچوقت خودمو کنار کرید نمیبینم که باهاش کار کنم. شاید زور بزنم یکی از کارهامو به دیور بقبولونم. اما در مورد تام فورد احساس میکنم که شاید اگه همین الان یکی از عطرامو بهش بدم، جور باشه که قبولش کنه.

۱۳-در طراحی روایح عطرهات، شرقی و ایرانی بودنت تا چه اندازه تاثیر گذاشته؟ منظورم اینه آیا تحت تاثیر فرهنگ این منطقه عطر می‌سازی یا سلیقه ی بین المللی رو لحاظ میکنی؟

تحت تاثیر منطقه هست خیلی، چون تحت تاثیر خودمم. دوست دارم در این زمینه کتابی بنویسم. فرانسه که بودم یواش ترین عطری که من میساختم برای اونها خیلی شدید بود و برعکس چیزی که اونا میساختن برای من خیلی یواش. یادمه یکبار یکی از عطرا رو دادن بمن که از دید من هیچ‌ بویی نداشت ولی اونها حسش میکردن.

اونجا بود که فهمیدم چقدر محل تولد میتونه در دیدگاه بویایی تاثیر داشته باشه. طبیعتا چیزی که من دارم درست میکنم خودم میدونم خاورمیانه ای هست اما نه اروپایی هست و نه شرقی.

۱۴-چقدر به برچسب جنسیت در ساخته هات اعتقاد داری؟ مایلی خودت مرزبندی قائل بشی یا اینکه ترجیحت اینه قضاوت به مخاطب واگذار بشه؟

مرزبندی جنسیت معنی نداره. مثل اینه که از شما بپرسن آبی رنگ مردونه ست یا زنونه؟!

-اینها به نظر بیشتر تعاریف و اقتضای زمان هستند

تعاریفی هست که برامون شکل دادن. من میگم تعریفی نداره. النا توی کتابش میگه دیور ژدوغ رو در هند بیشتر مردها میپوشن. خب شاید آب و هوای اون منطقه یا ذائقه و یا بوی بدنشون فرق میکنه. خورد و خوراک روی هورمون و روی رایحه‌ بدن تاثیر داره پس طبیعتا عطری که داری میزنی بوش عوض میشه.

بنابراین ما که ایرانیم و ذائقه مون و خورد و خوراکمون فرق داره طبیعتا خیلی چیزامون با کشورهای منطقه فرق داره پس نمیشه تعریف کرد که مثلا این عطر زنونه ست یا مردونه.

-یعنی برای عطرهات لیبل جنسیتی نزدی؟

لیبل جنسیتی نزدم اما یسری ها رو در ذهنیت خودم مردونه ساختم. اما اینکه بقیه چجوری میخوان استفاده کنند به خودشون ربط داره.

۱۵-اولین عطری که ساختی کدوم مورد بود و چه مدت ساختش زمان برد؟ چه حسی بهش داشتی؟

هفته دوم حضورم در دوره ی عطرسازی GIP همون ادوکولون که داستانش رو بالاتر گفتم. زمانش هم یکی دو روز. کلا اطلاعاتی در مورد ماسراسیون و دوره ای که باید عطر بمونه نداشتیم. هی استاد میگفت باید صبر کنید اما ما هیجان داشتیم و تندتند همه چیز رو قاطی میکردیم. خلاصه من هنوز هم اون ادوکولون رو دارمش و خیلی برام خاطره انگیز هست.

۱۶-آیا شده صرفا برطبق درخواست و علایق اشخاص براشون عطری بسازی یا اینکه ترجیح میدی از بین عطرهای ساخته شده ی خودت نزدیکترین مورد به خواسته ی مشتری رو بهش معرفی کنی؟

برای یک برند ایرانی مرتبط در این حوزه کار ساختم ولی برای شخص نه. پروسه سختیه. من توانایی و وقتش رو ندارم. چون ساخت عطر بر اساس درخواست مشتری کار بسیار زمانبری هست.

گاهی مشتری خودش دقیق نمیدونه دنبال چیه. چون تعریف یک رایحه در ذهنش متفاوت از واقعیته. میگه شیرین میخوام آخرش میفهمی منظورش عطر خنک بوده. مثال میزنم گوجه سبز برای یکی ترشه، یکی میگه سرکه ای، دیگری میگه ترش و تلخ. همین باعث میشه بارها و بارها من ساخته خودم رو ادیت کنم و هرکدوم از این ادیت ها نیاز به زمان داره.

بعد شما میبینی برای اینکه کار مد نظر مشتری رو بسازی یکسال زمان صرف شده! بنابراین ترجیحم اینه از بین کارای خودم بهش معرفی کنم.

۱۷-آیا عطرهات رو در اختیار اساتید/مشتری های خارج از ایران هم قرار دادی؟ اگر آره بازخوردها چطور بوده؟

برای مخاطبین عادی آره. مشکل اینه وقتی شما کارتو ارسال میکنی یا در اختیار یک شرکت قرار میدی باید ریسکش رو قبول کنی که از کارت استفاده کنند. در همه چیز این مشکل وجود داره. در فشن که به وفور دیده میشه.

کمپانی های بزرگی مثل شنل و دیور هم حتی اینکارو انجام میدن و از ایده های برندهای نوپا استفاده میکنند. یادمه یک خانومی در میلان میگفت در معرفی طرح های مد جدیدش خیلی میترسه و میگشت دنبال جاهای بسته بنابراین خیلی محتاط باید بود. چون خونه های بزرگ خیلی راحت خونه های کوچیک رو دور میزنن و با قدرت تبلیغاتی بیشتر زودتر اون اثر رو به اسم خودشون میدن بیرون.

اونوقت نمیتونی هم ثابت کنی که اون کار، کار تو بوده. برای همین این ترس همیشه با من هست و من حتی برای دوستان عطرسازم هم تردید دارم که عطرهامو بفرستم. چون ممکنه ناخواسته توسط اونها به دست افراد سواستفاده گر بیفته.

بنابراین فعلا تا به یک ثبت و ثباتی برسم ارسالشون رو به تعویق انداختم. اما چندین مورد رو هم با خودم به نمایشگاه دبی بردم که مورد توجه یک شرکت عمانی، یک شرکت ایتالیایی و دو تا شرکت اسپانیایی قرار گرفت و تا پای قرارداد با یکی از شرکت های اسپانیایی هم رفتم. در مورد بازخورد خب تا جایی که تست داشتند بازخوردها خیلی خوب بوده.

۱۸-با توجه به اینکه مقطعی رو در فرانسه بودی لطفاً به ما بگو دیدگاه و ذهنیت اونها در مورد هنر عطرسازی در ایران چطوره؟

مثل این میمونه به یک اروپایی بگی دیدگاه شما در مورد فرش بافی در لندن چیه! در مورد عطرسازی نه اما بیشتر در مورد مواد خام صحبت میکردند. اما یادمه به من میگفتن ما عطرسازهای زیادی در ایران داریم. شما خیلی با ما کار میکنید. بعدا فهمیدم منظورش کسایی بود که ازشون اسانس میخریدن. اما با تمام این اوصاف هستند کسایی که قبلا در شرکت های بزرگ مثل ژیوودان کار میکردند و الان در ایران حضور دارند. 

محمدرضا کاظمیان

۱۹-پیشتر گفتی که قسمتی از مواد خامی که استفاده میکنی رو از کمپانهای خارج از کشور تهیه میکنی. و قسمت دیگه از ایران میتونه قابل تامین باشه. استفاده از بعضی از مواد اولیه با منشا ایران، چه مزایایی میتونه داشته باشه؟

خیلی خوبه. چون خیلی کمتر استفاده شده. سعی من از اول این بود که ما بتونیم جلوی واردات مواد خام رو بگیریم، خودمون تولید کنیم. حتی نوآوری هم بیشتر میشه. ما خیلی تنوع داریم در ایران. من در عطر “sugar daddy” هم همینکارو کردم و از دوتا ترکیب ایرانی استفاده کردم. پونه کوهی و آویشن شیرازی استفاده کردم.

۲۰-اگه بخوای ایران رو با یک یا چند متریال به دنیا معرفی کنی، چیا رو نام میبری؟

باریجه، رز و زعفران و بیشتر مواد گیاهی. مثل پونه و خانواده آویشن. از اینجور چیزها زیاد داریم.

-جایگاه رز ایرانی در عطرسازی رو چطور میبینی؟

رز واقعا رایحه خاصی داره. اگرچه برای ما ایرانی ها یادآور یکسری چیزا مثل بوی حرم و … هست اما برای اون ها بوی عشق و لطافته. رز ایرانی مثل رز ترکی هست. کار باهاش سخته چون خیلی تند و تیزه.

۲۱-محمدرضا کاظمیان کدوم عطرش رو بهترین نماینده برای عرضه در سطح جهانی میدونه (اگر یه مورد رو بخواد انتخاب کنه)؟

نمیتونم انتخاب کنم. مثل این میمونه که بگید بین بچه هات بگو کدومش خوشبخت بشن!

۲۲-محمدرضا کاظمیان عطر زیاد تست می‌کنه؟ فکر می‌کنی یک عطرساز نیاز داره تا از ساخته های دیگران و یکجورایی عطرای بازار اطلاعات داشته باشه یا اینکه معتقدی ممکنه تحت تاثیر قرار بگیری و ترجیحت اینه دور باشی از ساخته های سایرین؟

من خیلی زیاد اینکارو انجام میدم. اما از وقتی وارد کار ساخت شدم، خرید برام سخت شده. هر بار تست میکنم به این فکر میکنم موادی که استفاده شده ارزش این قیمت رو داره؟ خلاقیت داره؟ کپی هست؟ و… اما همونطور که گفتم همین تست عطرها خیلی بهم کمک کرد. هنوز هم پیش بیاد دوست دارم کارای برندهای خوب و جدیداشون رو بو کنم.

۲۳-خودت از ساخته های خودت استفاده می‌کنی یا اینکه عطر/عطرهایی از برندهای دیگه برای پوشش داری؟

اخیراً از عطرهای خودم بیشتر استفاده میکنم حس بهتری بهم میدن اما بله من از تام فورد، کرید و شنل چندین عطر دارم که گهگاهی میپوشم. اما در کل چندان فرصت نمیشه چون بیشتر وقتها میام کارگاه و بهتره مشامم خالی باشه.

۲۴-ما میدونیم که صرف یدک کشیدن اسم مین استریم یا نیش، معیار درستی برای سنجش کیفیت و سطح کار یک عطر نیست. یعنی نه تولید محدود متضمن خاص بودن یک عطر هست و نه دیدگاه تجاری عطرهای تولید انبوه دلیلی بر بی کیفیتی. بر این اساس عطرهای خودت رو در چه سطحی دسته بندی میکنی؟

یکسری از برندها فقط دنبال اینن که بگن خاص هستند و دنبال رایحه نیستن. فقط میگن اون کار خاصه و این احمقانه ترین انتخاب موقع خرید هست. این فقط نوعی تحمیل به مخاطبه که این تحمیل ممکنه فقط ذهنی باشه.

ولی در مورد مین استریم اگر منظور شنل و دیور باشن این موارد واقعا خوبن. یک دیدی دارن که هنر عطرساز رو نشون بدن. اما خب بعضی از نیش ها با تولید محدودتر، از روغن های طبیعی تر و ترکیبات خاصتر هم استفاده میکنند که اینم قشنگی خودشو داره.

-و جایگاه کارای خودت؟

طبیعتا من عطرساز حرفه ای نیستم. من در اون حد نیستم. اما سعیمو میکنم که جایگاه خودمو به دست بیارم.

۲۵-اگه بخوای عطرهات رو با سه کلمه توصیف کنی، چی میگی؟

رنگ، تخیل و خلاقیت

برچسب ها
مشاهده بیشتر

16 دیدگاه

  1. جالبه، دقیقا از خانه های عطر سازی که شما همیشه راجع بهشون با موضع منفی حرف میزنید مثل شنل و کرید و مخصوصا تام فورد چقدر با صداقت صحبت کرد و از اداهای مرسوم بین عطر دوستان وطنی که از اوجب واجباتشون اینه که بگن تام فورد و مارلی و شنل تولیدات خوبی ندارن و فلان عطری که سه تا ازش تو دنیا وجود داره و احدی تاحالا بو نکرده و فقط تو تاریخ من امتحانش کردم و خیلی خاصه دوری میکنند و با صداقت در مورد رایحه ها حرف میزنند و کاری ندارن که شنل باشه یا تام فورد یا بایردو یا diptyque یا Maison Francis Kurkdijan یا Ramón Monegal فقط رایحه رو امتحان میکنند و کار ندارن روی بطری برند نوشته از کدوم تاریخ ….

    1. عجیبه که فکر میکنین من از شنل، مارلی، کرید و یا تام فورد منفی حرف میزنم. احتمالا پستهای اخیر رو نخوندین یا ویدئوهای ما رو تماشا نمیکنین. به هر روی هر عطری رو در جایگاه خودش باید بررسی کرد و نمیشه قضاوت کرد که فلان برند بخاطر یه عطر به کل بده. چه بسا تو همین سایت رویو از عطرهای خوب مونتل هم وجود داره

      از طرف دیگه ایشون منتقد عطر نیستن عطرساز هستن. همونطور که عطرسازی تخصص من نیست. و شما در نهایت به نظر منتقد روی میارین موقع خرید نه نظر عطرساز یا صاحب برند.

  2. سلام و خدا قوت ب شما
    باعث افتخاره عطری ایرانی در شان بازار جهانی داشته باشیم…
    شما بگید….
    چرا وقتی کاشف الکل زکریای رازی و مخترع روش استخراج اسانس از گیاهان ب وسیله تقطیر ابوعلی سیناس/ایرانی ها نباید بنیانگزار عطرسازی نوین نام بگیرند؟؟؟؟؟؟
    چرا با وجود اییییییین همه گیاهان دارویی و خوشبو در ایران ک ارزش طلا در بازارهای اروپایی دارن باید هزینه دلار و یورو عطرهای خارجی رو با قیمت های حبابی و سرسام آور قبول کنیم؟!!
    ما هم داریم مواد خامشو….هم خلاقیتو هنر ترکیبشو…هم میشه….هم میتونیم
    من رامین منتظری در حوزه طب سنتی تحقیق میکنم و ۳ سال در فروش عطرها کار کردم و همیشه آرزوم بود عطری ایرانی خوشبو و جذاب در خور شان ایرانیان و بازارهای جهانی داشته باشیم که برای بدن هم مفید باشه.
    برای ارتباط با من
    اینستاگرام من ramin.montazery

  3. سلام
    خداقوت جانانه به همه اعضای بزرگوار سمور…آرزوم براتون اینه که همچنان بدرخشید،بی وقفه!
    من خیلی وقته که مطالب شما رو دنبال میکنم و سعی کردم به اطلاعاتم افزوده بشه و همچنین به دیگران هم منتقل کنم.
    اما از این مصاحبه خیلی خیلی لذت بردم و از این بابت ،هم به شما و هم به جناب کاظمیان دست مریزاد میگم.
    با تمام سختی هایی که میدونم باهاش دست و پنجه نرم میکنید ، این راه رو ادامه بدید و اطلاعات مخاطبین تون رو بالا ببرید.
    آقای کاظمیان یکی از الگوهایی هستند که ما ایرانیها باید به کارش ببالیم و در موردش هرچی بیشتر بدونیم.باید از هنرمندانی چون ایشون حمایت بشه تا من و شمای مصرف کننده هم با اطمینان خاطر از ساخته هاشون استفاده کرده و همگی حظّ کنیم.
    موفق و سلامت باشید.

  4. 😃👌🏿 یک مصاحبه کامل درست حسابی، دمتون گرم
    امیدوارم خیلی زود بررسی اثار این عطار رو منتشر کنید

  5. سلام و خدا قوت به سموری ها
    آفرین به شما و آفرین به هر کسی که داره برای مملکت و خاک خودش یک کار نو و طرح جدید انجام می ده.
    خوبه که رویکرد داخلی هم دارید و بسیار زیباست که ببینیم توی کشور خودمون هم پرفیومر وطنی پیدا بشه

    اما برام سواله که چرا در خصوص عطرهای این بنده خدا صحبتی نکردید مثل مصاحبه های قبلیتون و چرا سراغ قدیمی ترهای این کار توی ایران نرفتید؟ من حداقل دو نفرشونو توی همین فضای مجازی می شناسم که اگر خواستید بهتون معرفی می کنم هر چند شک دارم که شما ندونید راجع بهشون و با یه سرچ ساده پیداشون نکرده باشید، حتی شاید نفرات سوم و چهارمی و … هم باشند که شما بشناسید و من خواننده ندونم. به نظر من به عنوان کسی که حداقل بیش از یک ساله داره سایت شما رو مطالعه می کنه و با همه نقدها و بررسی هاتون خو گرفته، انتظارم بیش از این ها بود. کمی حس رفاقت بازی (گه البته کامنت های زیر مصاحبه هم اینو تقویت می کنه) و دور شدن از عدالت رسانه ای بهم دست می ده و از این بابت مایلم تا شفاف سازی کنید یا دلایل خودتون بگید(اگر صلاحه).
    اما در کل حرکت خوبی ان شالله شروع بشه و ما هم با افتخار عطر ایرانی بزنیم
    خدانگهدار

      1. سلام آقای مشهدی
        اسم بردنشون اینجا شاید کار درستی نباشه. سرچ کنید به فارسی پیدا می شن. من خودم یه هشتگ خاصو در خصوص عطر فالو می کردم، دیدم
        در ضمن پیشنهاد میدم با توجه به مشکلاتی که واسه واردات عطر پیش اومده، یه مقاله یا ویدیو مبسوط در خصوص سواستفاده هایی که از این جا به بعد میتونه بشه بزارید.

  6. مصاحبه را خواندم، و چندین سوال برام‌ طرح شد:
    ۱) چه نکات مثبتی در عطرهای ایشان دید که برای شما جالب بود؟
    ۲) چه متر و معیاری هست که شخص عطرساز معرفی بشه؟
    ۳) آیا این یک مصاحبه صرفن جهت معرفی بود؟ ( چون من نقدی بر کار ایشان ندیدم بهتر بود کمی چالشی تر بود)

    1. سلام امیرعلی جان
      محمدرضا کاظمیان توسط فربد به من معرفی شد اوایل اسفند ماه. خب از اونجایی که دوستی من و فربد حول دماغهامون هست و سلیقه بویایی نزدیکی داریم، فرصت رو غنیمت شمردم و از فربد خواستم واسطه بشه تا سمپل کارهاش برسه به دستم. چند روز بعد یه بسته از پست روی میز من بود.

      طبق روال معمولم یه تست سرسری از کارها کردم تو فاصله دو سه روز. بعد گذاشتم برای چند روز بعد تا هیجانم فروکش کنه. از انصاف نگذریم، کارها جالب بودن
      بنابراین موضوع رو با نوشین در میون گذاشتم. سمپلها به دست اون هم رسید و هر سه متفق القول به این نتیجه رسیدیم که برای این درجه از خلاقیت بهتره کاری کرد.
      این شد که طرح یک مصاحبه توی گروه مطرح شد و نهایتا نوشین با همراهی فربد و سحر مسئولیت این مصاحبه حضوری رو تقبل کردن.

      این فی ما بین من همچنان در حال تست بودم و هر چی بیشتر تست میکردم بیشتر به این نتیجه میرسیدم که مصاحبه اقدام بسیار درستی هست. چرا که:
      ۱٫ نمیخواستم این عطرساز ناشناخته بمونه
      ۲٫ نمیخواستم این عطرساز بعدها توسط افراد دیگه (که قاعدتاً صلاحیت کارشون مورد تاییدم نیست) معرفی بشه

      این جواب سوال اول و دوم بود، اگر صبحتم به حد کافی جواب رو رسونده باشه
      در مورد سوال سوم خب هدف از مصاحبه معرفی اون شخص هست به کسانی که مخاطبش هستن یا نمیشناسنش.

      قاعده و قانون مصاحبه اصلا این نیست که کارهاش یا خودش یا فعالیتهاش رو به نقد بکشیم. مگر اینکه مصاحبه ای برای این منظور ترتیب داده بشه. به عنوان مثال یک شخصیت سیاسی که خب دیگه شناخته شده هست و همه به همۀ امورش واقف هستن و رسانه ها هر روز ازش صحبت میکنن، برای فلان اقدام درست یا غلطش ممکنه به جلوی دوربین فراخوانده بشه. اما یه عطرساز اون هم کسی که هنوز ناشناخته هست، نه.

  7. محمد رضا رفته دنبال علاقش و حتما به زودی روی قله ی افتخارات میبینیمش، اینو من که همکارش و دوستش بودم و هستم میگم.
    موفق باشی پسر🙏🏻❤️

  8. از وبسایت سمور توقع این مصاحبه بی جون و رمق رو نداشتیم. یه جورایی حس سفارشی بودن به خواننده دست میده. از دید بیننده بیرونی به قضیه نگاه کنید و ببینید این حس دست نمیده بهتون واقعا؟ً

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Web Statistics
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید